واژگان

دوره: کتاب دوم / : نقاشی‌های دایناسور / درس 2

واژگان

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

ترجمه‌ی درس

واژگان

بخش ۱۱

لیست کلمات

اجازه‌ی ورود، پذیرش

اسم. admission عملِ دادنِ اجازه‌ی ورود به یک جا است.

بلیت ورودی سینما ۵ دلار بود.

ستاره‌شناسی

اسم. ستاره‌شناسی مطالعه‌ی ستاره‌ها و سیارات است.

هارولد دوست داشت ستاره‌ها را تماشا کند، بنابراین تصمیم گرفت ستاره‌شناسی بخواند.

سرزنش کردن

فعل. کسی را برای چیزی سرزنش کردن یعنی بگویید او آن کار را انجام داده‌است.

مادرم من را به خاطر کاری که انجام نداده بودم سرزنش کرد.

شیمی

اسم. شیمی مطالعه‌ی مواد و واکنش بین آن‌ها است.

در کلاس شیمی، استاد به ما واکنش‌های شیمیایی را درس داد.

علی‌رغم

حرف اضافه. despite نشان‌دهنده‌ی تفاوتی است با آنچه انتظار می‌رود.

با وجودِ هوای سرد به هر حال بازی را انجام دادیم.

دایناسور

اسم. دایناسور جانور خیلی بزرگی است که میلیون‌ها سال قبل زندگی می‌کرد.

دوست دارم استخوان‌های آن دایناسور را در موزه ببینم.

نمایش دادن

فعل. to exhibit یعنی نشان دادن چیزی تا مردم بتوانند به آن نگاه کنند.

نقاشی من در نمایشگاه نمایش داده خواهد شد.

شهرت

اسم. شهرت اعتباری است که کسی در میان عموم به دست می‌آورد.

او هم شهرت داشت و هم ثروت، ولی خوش‌حال نبود.

پیش‌بینی وضع هوا

اسم. پیش‌بینی وضع هوا ایده‌ای راجع به این است که هوا در آینده چگونه خواهد بود.

پیش‌بینی وضع هوا می‌گوید تمام هفته باران خواهد بارید.

نابغه

اسم. نابغه یک آدم خیلی باهوش است.

از آنجا که او نابغه بود، به‌راحتی تمام امتحان‌های مدرسه‌اش را پاس کرد.

لطیف، آرام

صفت. اگر کسی gentle باشد مهربان و آرام است.

او در برخورد با آن نوزاد خیلی لطیف است.

جغرافیا

اسم. جغرافیا مطالعه‌ی سیاره‌ی زمین، خشکی آن، آب‌وهوا و غیره است.

برای کلاس جغرافیا باید یک نقشه می‌کشیدم.

دخالت کردن، مزاحم شدن

فعل. to interfere یعنی مشکل ایجاد کردن و مانع رخ دادن چیزی شدن.

وقتی می‌خواهم درس بخوانم خواهر کوچکم همیشه مزاحم می‌شود.

سبک

قید. کاری را lightly انجام دادن یعنی خیلی زیاد فشار نیاورید.

با فشار کم بکش تا کاغذ را پاره نکنی.

مدیر مدرسه

اسم. مدیر مدرسه کسی است که مسئول مدرسه است.

مدیر مدرسه‌ام می‌تواند در قوانین خیلی سخت‌گیر باشد.

ردیف

اسم. ردیف یک خط از چیزهاست.

جیمز تمام سربازهای اسباب‌بازی‌اش را در ردیف‌های مرتب گذاشت.

قفسه

اسم. قفسه جایی روی دیوار است که شما چیزی می‌گذارید.

لباس‌هایم را روی قفسه‌ای داخل کمدم نگه می‌دارم.

کینه

اسم. spite میل به بدجنس بودن است.

او از روی کینه یواشکی داخل اتاق خواهرش شد و کیف او را دزدید.

عالی

صفت. super یعنی خیلی خوب.

پدرم گفت تمیز کردن خانه را عالی انجام دادم.

خیس

صفت. یک چیز خیس، رویش آب دارد.

از آنجا که سگم خیس بود، سعی کرد با جنباندن تمام آب را از بدنش جدا کند.

متن انگلیسی درس

Vocabulary

Unit 11

Word list

admission [ədˈmɪʃən]

n. Admission is the act of allowing to enter a place.

The admission ticket to the movie was $5.

astronomy [əsˈtrɒnəmɪ]

n. Astronomy is the study of the stars and planets.

Harold loved looking at the stars, so he decided to study astronomy.

blame [bleɪm]

v. To blame someone for something bad is to say they did it.

My mom blamed me for something I didn’t do.

chemistry [ˈkemɪstrɪ]

n. Chemistry is the study of substances and reaction between them.

In chemistry class, the professor taught us about chemical reactions.

despite [dɪsˈpaɪt]

prep. despite shows a difference from what is excepted.

We still played the game despite the cold weather.

dinosaur [ˈdaɪnəsɔːr]

n. A dinosaur is a very big animal that lived millions of years ago.

I like to see the dinosaur bones at the museum.

exhibit [ɪgˈzɪbɪt]

v. To exhibit is to show something so that people can go look at it.

My painting will be exhibited at the fair.

fame [feɪm]

n. Fame is reputation one has gained among the public.

He had fame and fortune, but he was not happy.

forecast [ˈfɔrˌkæst]

n. A forecast is an idea about what the weather will be like in the future.

The forecast says that it will rain all week.

genius [ˈdʒiːnjəs]

n. A genius is a very smart person.

Since she was a genius, she easily passed all of her school exams.

gentle [ˈdʒentl]

adj. Someone who is gentle is kind and calm.

He is very gentle with the baby.

geography [dʒɪˈɒgrəfɪ]

n. Geography is the study of the Earth, its land, weather, etc.

I had to draw a map for geography class.

interfere [ˌɪntəˈfɪər]

v. To interfere is to cause problems and keep something from happening.

My little sister always interferes when I’m trying to study.

lightly [ˈlaɪtlɪ]

adv. To do something lightly is to not push very hard.

Draw lightly so you do not tear your paper.

principal [ˈprɪnsəpəl]

n. A principal is a person in charge of a school.

My school’s principal can be very strict with the rules.

row [rou]

n. A row is a line of things.

James put all of his toy soldiers into neat rows.

shelf [ʃelf]

n. A shelf is a place on a wall where you put things.

I keep my clothes on a shelf in my closet.

spite [spaɪt]

n. Spite is the desire to be mean.

He snuck into his sister’s room and stole her bag out of spite.

super [ˈsuːpər]

adj. Super means really good.

My dad said I did a super job cleaning the house.

wet [wet]

adj. A wet thing, has water on it.

Since my dog was wet, he tried to shake all the water off his body.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.