واژگان

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح خیلی ساده

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

برای دسترسی به این محتوا بایستی اپلیکیشن زبانشناس را نصب کنید.

ترجمه‌ی درس

واژگان

بخش ۱

لیست لغت

چون، برای اینکه (حرف ربط)

چون دلیلی برای چیزی را معرفی می‌کند.

ما باید درس بخوانیم چون فردا امتحان داریم.

شرق (اسم)

شرق سمتی است که خورشید از آن طلوع می‌کند.

پنجره‌ی من به‌سمت شرق است، پس می‌توانم هر روز صبح طلوع خورشید را تماشا کنم.

گران (صفت)

چیزهای گران هزینه‌ی زیادی دارند.

دوستم ماشین اسپرت گرانی را می‌راند.

گل (اسم)

گل بخش رنگی گیاه است.

او گل‌های صورتی را به مادربزرگش داد.

باغ (اسم)

باغ منطقه‌ای است که مردم گیاه می‌کارند.

باغ در بهار خیلی روشن و رنگی است.

تعطیلات (اسم)

تعطیلات روز خاص جشن است.

دوشنبه تعطیل بود، بنابراین هیچ مدرسه و کاری نبود.

زیاد (صفت)

many تعداد زیادی از چیزی را نشان می‌دهد.

افراد زیادی در خیابان هستند.

میلیون (اسم)

روشی دیگر برای نوشتن عدد ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ است.

تقریباً ۱۹ میلیون نفر در دهلی، هند زندگی می‌کنند.

کوه (اسم)

کوه تپه‌ی خیلی بلند است.

کوه اورست بلندترین کوه جهان است.

مکان، جا (اسم)

place یعنی فضا یا منطقه.

کتاب‌خانه جایی است که مردم می‌توانند کتاب بخوانند.

محبوب (صفت)

چیزی که مردم زیادی آن را دوست داشته باشند، محبوب است.

این مردم به صحبت‌های مرد محبوب گوش می‌دهند.

اسکی کردن (فعل)

اسکی کردن یعنی سر خوردن روی تکه‌های دراز چوبی یا فلزی روی برف.

مرد دوست دارد اسکی کند و آخر هر هفته می‌رود.

چنین (صفت)

such یعنی «این طور».

من هرگز غروبی به این زیبایی ندیده‌ام.

کُل (اسم)

total نشان‌دهنده‌ی این است که همه یا همه‌چیز شمارش شده‌است.

هزینه‌ی کل کالاهای خریداری‌شده ۵۲ دلار بود.

برج (اسم)

برج ساختمان بلند و باریکی است.

این برج خیلی معروفی در ایتالیا است.

شهر کوچک (اسم)

town جایی است که افراد در آن زندگی و کار می‌کنند و کوچک‌تر از city است.

من اهل شهر کوچکی هستم و همه در آنجا یکدیگر را می‌شناسند.

قطار (اسم)

قطار گروهی از واگن‌های راه‌آهن است که به هم متصل شده‌اند.

قطار خیلی سریع است، پس می‌توانیم در عرض یک ساعت به خانه برسیم.

راه رفتن (فعل)

راه رفتن یعنی با استفاده از پاها به جلو حرکت کنید، اما آرام‌تر از دویدن است.

بچه‌ها صبح به مدرسه می‌روند.

تماشا کردن (فعل)

نگاه کردن به کسی یا چیزی در یک دوره زمانی، به‌معنای تماشا کردن است.

دوستم آمد تا با من فیلم تماشا کند.

دنیا (اسم)

دنیا یعنی سیاره‌ی زمین و همه‌ی مردم و چیزهایی که در آن هستند.

نام پنج اقیانوس دنیا چیست؟

متن انگلیسی درس

Vocabulary

Unit 1

Word list.

because (conj.)

Because introduces a reason for something.

We need to study because we have a test tomorrow.

east (n.)

East is the direction the sun rises from.

My window looks to the East, so I can watch the sunrise every morning.

expensive (adj.)

Expensive things cost a lot of money.

My friend drives an expensive sports car.

flower (n.)

A flower is the colored part of a plant.

She gave pink flowers to her grandmother.

garden (n.)

A garden is an area where people grow plants.

The garden is very bright and colorful in the spring.

holiday (n.)

A holiday is a special day of celebration.

Monday was a holiday, so there was no school or work.

many (adj.)

Many shows that there is a large number of something.

There are many people on the street.

million (n.)

A million is another way to write the number 1,000,000.

Almost 19 million people live in Delhi, India.

mountain (n.)

A mountain is a very high hill.

Mount Everest is the highest mountain in the world.

place (n.)

A place is a space or area.

A library is a place where people can read books.

popular (adj.)

A popular thing is liked by many people.

These people are listening to a popular man speak.

ski (v.)

To ski is to glide on long pieces of wood or metal over snow.

The man likes to ski and goes every weekend.

such (adj.)

Such means “like this”.

l have never seen such a beautiful sunset before.

total (n.)

Total shows that everyone or everything has been counted.

The total cost of the items she bought was $52.

tower (n.)

A tower is a tall, narrow building.

This is a very famous tower in Italy.

town (n.)

A town is a place where people live and work, and is smaller than a city.

I come from a small town, and everyone there knows each other.

train (n.)

A train is a group of railway cars connected together.

The train is very fast, so we can get home in one hour.

walk (v.)

To walk is to move forward using legs, but it is slower than running.

The children walk to school in the morning.

watch (v.)

To watch is to look at someone or something for a period of time.

My friend came over to watch a movie with me.

world (n.)

The world is the Earth and all the people and things in it.

What are the names of the five oceans of the world?

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.