واژگان

دوره: کتاب دوم / : طلای منطقه‌ی آدامز / درس 2

واژگان

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

برای دسترسی به این محتوا بایستی اپلیکیشن زبانشناس را نصب کنید.

ترجمه‌ی درس

واژگان

بخش ۱۶

لیست کلمات

آکادمی

اسم. آکادمی نوعی مدرسه‌ی خاص است.

دوره‌های زیادی در آکادمی‌ای که من به آن می‌روم درس داده می‌شود.

کهن

صفت. اگر چیزی ancient باشد، خیلی قدیمی است.

من می‌خواهم ساختمان‌های قدیمی را در روم ببینم.

تخته

اسم. تخته قطعه‌ای صاف از چوب است.

علامت از چند تخته‌ی چوبی ساخته شده بود.

قرن

اسم. قرن صد سال است.

شرکت ما یک قرن در کسب‌وکار را در لندن جشن می‌گیرد.

سرنخ

اسم. سرنخ نکته یا شیئی است که کمک می‌کند راز یا جنایتی حل شود.

کارگاه چند سرنخ روی پیاده‌رو پیدا کرد.

کنسرت

اسم. کنسرت رویدادی است که به افرادی که موسیقی اجرا می‌کنند، گوش می‌دهید.

من دیشب از کنسرت لذت بردم. گروه موسیقی خیلی خوب بود.

منطقه

اسم. county بزرگ‌ترین بخش ایالت در یک کشور است.

او می‌خواست نماینده‌ی شهروندان منطقه‌اش باشد.

واژه‌نامه

اسم. دیکشنری کتابی است که معنای کلمات را به شما می‌گوید.

من از دیکشنری برای یاد گرفتن کلمات جدید استفاده می‌کنم.

وجود داشتن

فعل. وجود داشتن یعنی واقعی بودن.

آیا فکر می‌کنی که تک‌شاخ‌ها تابه‌حال وجود داشته‌اند؟

صاف

صفت. flat چیزی را توصیف می‌کند که مسطح و صاف و بدون بخش‌های برآمده است.

پدر و مادرم آخر هفته تلویزیون صفحه‌تخت جدیدی خریدند.

مرد متشخص

اسم. gentleman مرد خوبی است.

پدربزرگم مرد مهربان و کمک‌رسانی است.

پنهان

صفت. پنهان یعنی به‌راحتی دیده نمی‌شود یا پیدا کردن آن سخت است.

دوربین مخفی همه‌چیز را در پارکینگ ضبط کرد.

شاید

قید. maybe برای نشان دادن اینکه چیزی ممکن است یا احتمالاً حقیقت داشته باشد استفاده می‌شود.

اگر به‌اندازه‌ی کافی تمرکز کنم، شاید بتوانم جواب درست را پیدا کنم.

افسر

اسم. officer رهبر ارتش است.

سربازان از دستورات افسر پیروی کردند.

اصلی

صفت. اگر چیزی اورجینال باشد، اولین از آن چیز است.

این نقاشی اصلی مونالیزا است.

کوبیدن

فعل. to pound یعنی چیزی را چندین بار با زور زیاد زدن.

او میخ را با چکش کوبید.

فرایند

اسم. فرایند مراحلی است که برای انجام کاری طی می‌شوند.

پختن کیک فرایند طولانی‌ای است.

منتشر کردن

فعل. انتشار کتاب یعنی چاپ آن و آماده‌ی فروش کردن.

آن شرکت روزنامه‌های روزانه منتشر می‌کند.

تئاتر

اسم. تئاتر ساختمانی است که اجراها، نمایش‌ها و فیلم‌ها را می‌بینید.

ما برای دیدن نمایش به تئاتر رفتیم.

ثروت

اسم. ثروت کل دارایی‌های یک شخص است (پول، زمین، و غیره).

یکی از مهم‌ترین چیزها برای بعضی افراد ثروت است.

متن انگلیسی درس

Vocabulary

Unit 16

Word list

academy

n. An academy is a special type of school.

There are many courses taught at the academy that I go to.

ancient

adj. If something is ancient, it is very old.

I want to see the ancient buildings in Rome.

board

n. A board is a flat piece of wood.

The sign was made of a few wooden boards.

century

n. A century is one hundred years.

Our company is celebrating a century of business in London.

clue

n. A clue is a fact or object that helps solve a mystery or crime.

The detective found some clues on the sidewalk.

concert

n. A concert is an event where you listen to people play music.

I enjoyed the concert last night. The band was very good.

county

n. A county is the largest division of a state in a country.

He wanted to represent the citizens of his county.

dictionary

n. A dictionary is a book that tells you what words mean.

I use the dictionary to learn new words.

exist

v. To exist is to be real.

Do you really think that unicorns ever existed?

flat

adj. Flat describes something that is level and smooth with no curved parts.

My parents bought a new flat-screen TV on the weekend.

gentleman

n. A gentleman is nice man.

My grandfather is a kind and helpful gentleman.

hidden

adj. Hidden means not easily noticed or too hard to find.

The hidden camera recorded everything in the parking lot.

maybe

adv. Maybe is used to show that something is possible or may be true.

If I focus hard enough, maybe I can come up with the right answer.

officer

n. An officer is a leader in the army.

The soldiers followed the orders of the officer.

original

adj. If something is original, it is the first one of that thing.

This is the original painting of the Mona Lisa.

pound

v. To pound something is to hit it many times with a lot of force.

He pounded the nail with the hammer.

process

n. A process is the steps to take to do something.

Making a cake is a long process.

publish

v. To publish a book is to get it printed and ready to sell.

That company publishes daily newspapers.

theater

n. A theater is a building where you watch plays, shows, and movies.

We went to the theater to see a play.

wealth

n. wealth is the total of one’s possessions (money, land, etc.).

One of the most important things for some people is wealth.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.