واژگان

دوره: کتاب اول / : پرنده و عنکبوت / درس 2

واژگان

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح خیلی ساده

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

برای دسترسی به این محتوا بایستی اپلیکیشن زبانشناس را نصب کنید.

ترجمه‌ی درس

واژگان

بخش ۲۷

لیست کلمات

در واقع

قید. actually یعنی در واقع یا واقعاً.

پدرم کمی بدجنس به نظر می‌رسد، اما در واقع خیلی مهربان است.

گاز

اسم. bite عمل استفاده از دندان‌ها برای بریدن و پاره کردن چیزی است.

پسر گاز بزرگی به همپرگرش زد.

ساحل

اسم. coast زمین کنار اقیانوس است.

من در ساحل جنوبی استرالیا ماندم.

معامله

اسم. معامله توافقی است که با شخص دیگری دارید.

من با شرکت دیگر معامله کردم تا به ما پول بدهد.

بیابان

اسم. بیابان منطقه‌ای از زمین بدون گیاه یا آب است.

گیاهان زیادی در بیابان نمی‌رویند.

مؤثر

صفت. اگر چیزی مؤثر باشد، خوب کار می‌کند.

شنا راه مؤثری برای سالم ماندن است.

بررسی کردن

فعل. to examine something یعنی به چیزی با دقت نگاه کردن.

امروز دکتر چشم‌هایم را معاینه کرد.

اشتباه

صفت. اگر چیزی اشتباه باشد، درست نیست.

اگر فکر می‌کنید جواب اشتباه است، دکمه‌ی قرمز را فشار دهید.

فهمیدن

فعل. وقتی چیزی را می‌فهمید یعنی آن را درک می‌کنید و جوابی پیدا می‌کنید.

من نمی‌توانم بفهمم می‌خواهی من چه کاری انجام دهم.

هدیه

اسم. gift چیزی است که به کسی می‌دهید.

دِیو هدیه‌های زیادی برای کریسمس دریافت کرد.

گرسنگی

اسم. گرسنگی احساسی است که وقتی نیاز به خوردن دارید به شما دست می‌دهد.

بعد از تمام روز بازی کردن، خیلی گرسنه بود.

تصور کردن

فعل. تصور کردن چیزی یعنی در ذهنتان به آن فکر کنید.

سالی خودش را در حال بردن پول زیادی تصور کرد.

سفر

اسم. journey سفر طولانی است.

من با پدر و مادرم به آن سوی کشور سفر کردم.

معما

اسم. puzzle چیزی است که فهمیدن آن سخت است.

سؤال برای او معما بود.

نسبتاً زیاد

قید. quite یعنی چیزی کاملاً یا خیلی زیاد به شکل خاصی است.

فکر می‌کنم تایپ کردن با کیبورد خیلی آسان باشد.

ترجیحاً

قید. rather وقتی استفاده می‌شود که بخواهید چیزی را انجام دهید و چیز دیگری را نه.

من ترجیح می‌دهم قرمز را بردارم تا آبی.

مشخص

صفت. اگر چیزی مشخص باشد، دقیق است.

لطفاً جای مشخصی روی نقشه انتخاب کنید.

عنکبوت

اسم. عنکبوت موجودی کوچک با هشت پا است.

بعضی بزرگسالان از موجودات کوچک مانند عنکبوت‌ها می‌ترسند.

تور

اسم. تور سفر کوتاهی است که در آن جاهای دیدنی زیادی می‌بینید.

من یک تور آسیا و اروپا گرفتم.

سفر

اسم. trip سفری به جایی خاص است.

کن دیروز به شهر سفر کرد.

متن انگلیسی درس

Vocabulary

Unit 27

Word list

actually [ˈaktʃʊəli]

adv. Actually means in fact or really.

My dad looks a little mean, but actually he’s very kind.

bite [bʌɪt]

n. Bite is the act of using your teeth to cut and tear into something.

The boy took a big bite of his hamburger.

coast [kəʊst]

n. The coast is the land by an ocean.

I stayed on the southern coast of Australia.

deal [diːl]

n. A deal is an agreement that you have with another person.

I made a deal with the other company to give us some money.

desert [dɪˈzəːt]

n. The desert is an area of land without many plants or water.

Not many plants grow in the desert.

effective [ɪˈfɛktɪv]

adj. If something is effective, it works well.

Swimming is an effective way to stay healthy.

examine [ɪɡˈzamɪn]

v. To examine something is to look at it carefully.

The doctor examined my eyes today.

false [fɔːls]

adj. If something is false, it is not correct.

If you think the answer is false, press the red button.

figure out

v. When you figure something out, you come to understand it and find an answer.

I couldn’t figure out what do you wanted me to do.

gift [ɡɪft]

n. A gift is something you give someone.

Dave received many gifts for Christmas.

hunger [ˈhʌŋɡə]

n. Hunger is the feeling that you get, when you need to eat.

After playing all day long, he was filled with hunger.

imagine [ɪˈmadʒɪn]

v. To imagine something is to think of it in your mind.

Sally imagined herself winning lots of money.

journey [ˈdʒəːni]

n. A journey is a long trip.

I went on a journey across the country with my parents.

puzzle [ˈpʌz(ə)l]

n. A puzzle is something that is hard to understand.

The question was a puzzle to him.

quite [kwʌɪt]

adv. Quite means that something is a certain way completely or very much.

I think typing on a keyboard is quite easy.

rather [ˈrɑːðə]

adv. Rather is used when you want to do one thing but not the other.

I would rather have the red one than the blue one.

specific [spəˈsɪfɪk]

adj. If something is specific, it is precise or exact.

Please choose a specific place on the map.

spider

n. A spider is a small creature with 8 legs.

Some adults have fear of little creatures such as spiders.

tour [tʊə]

n. A tour is a short trip in which you see many sights.

I took a tour of Asia and Europe.

trip [trɪp]

n. A trip is a journey to a certain place.

Ken took a trip to the city yesterday.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.