واژگان

دوره: کتاب چهارم / : خانه ی یخی / درس 2

واژگان

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح خیلی سخت

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

ترجمه‌ی درس

واژگان.

بخش بیست و هشتم.

لیست لغات.

اختصاص دادن.

فعل.

اختصاص دادن چیزی به معنای کنار گذاشتن آن برای یک هدف خاص یا شخص خاص است.

دولت 100 میلیون دلار برای کمک به اقدامات امدادرسانی به فاجعه اختصاص داد.

اشتها آور.

صفت.

وقتی غذا اشتها آور است، بسیار خوب و زیبا به نظر می رسد.

بشقاب اشتها آور کوکی ها در عرض نیم ساعت خورده شد (تمام شد).

واگذار کردن،اختصاص دادن.

فعل.

وقتی کاری را اختصاص می دهید ، آن کار را به افراد خاصی می دهید.

وظیفه من این بود که اطمینان حاصل کنم هر کسی مقدار زیادی نوشیدنی داشته باشد.

حفره.

اسم.

حفره سوراخ یا فضایی در چیزی است.

حفره کوچکی در دیواره غار وجود داشت که محل زندگی یک حیوان بود.

هم جهت با عقربه های ساعت.

قید.

اگر چیزی در جهت عقربه های ساعت حرکت کند، در یک دایره و در همان جهت ساعت حرکت می کند.

پیچ را در جهت عقربه های ساعت بچرخانید تا سفت شود.

متحدالمرکز.

صفت.

وقتی دایره ها یا حلقه ها متحدالمرکز باشند، مرکز آنها یکسان است.

هدف، یک سری حلقه های متحدالمرکز بود.

مردمی،تواضع.

اسم.

تواضع اخلاق یا رفتار اجتماعی عالی است.

وقتی مردم از خانه او دیدن می کنند، جنا همیشه با تواضع رفتار می کند.

ترد.

صفت.

وقتی غذا ترد است، به گونه ای دلپذیر، سخت است یا سطح سختی دارد. میان وعده مورد علاقه من کیسه ای از چیپسِ سیب زمینی ترد و خوشمزه است.

اختلاف.

اسم.

اختلاف،مخالفت یا جنگ است. اختلاف زیادی بین کارشناسانِ برنامه گفتگو وجود داشت.

تولید کردن.

فعل.

تولید کردن چیزی به معنای ایجاد یا شروع آن است. شهردار قول ایجاد شغل ها و برنامه های جدید برای کمک به فقرا را داد.

بخش، تکه.

اسم.

بخش، یک قطعه منفرد و جداگانه است.

تکه هایی از لباس ها در صحنه جنایت پیدا شده است.

تبادل نظر.

اسم.

تبادل نظر بین افراد، بحث در مورد ایده هر شخص است.

بین گروه ها ایده هایی مبادله شد.

چند فرهنگی.

صفت.

وقتی چیزی چند فرهنگی است، به فرهنگهای مختلفی مربوط می شود.

از همه برای حضور در این جشن چند فرهنگی استقبال شد.

حذف.

اسم.

حذف چیزی است که کنار گذاشته شده یا انجام نشده است. مایک به دلیل حذف نام خود در این مراسم ناراحت شد.

نظارت کردن.

فعل.

نظارت کردن بر کاری به معنای اطمینان از انجام صحیح آن است.

کار او نظارت بر پیشرفت پروژه ساخت و ساز بود.

سوراخ کردن.

فعل.

سوراخ کردن چیزی به معنای ایجاد سوراخ در آن با استفاده از یک جسم تیز است.

پیکان، مرکز هدف را سوراخ کرد.

برگزیدن.

فعل وقتی چیزی را بر می گزینید ، با دقت آن را انتخاب می کنید.

آنها مجبور بودند کتابهای درسی را برای هر کلاس انتخاب کنند.

ساختار.

اسم.

ساختار شامل شکل و سازماندهی قسمتهای یک ساختمان یا گروه است.

در فرهنگ های مختلف تفاوت های زیادی در ساختار خانواده وجود دارد.

بصری.

صفت.

بصری مربوط به دیدن می شود.

نمایشگرهای بصری بسیار جذاب بودند.

موج دار.

صفت.

وقتی چیزی موج دار است، مستقیم نیست اما یک سری منحنی دارد.

کودک خطوط مواج را سرتاسر کاغذ کشید.

متن انگلیسی درس

Vocabulary

Unit 28.

Word list.

allocate [ˈæləkeit] v. To allocate something means to put it aside for a certain purpose or person.

The government allocated $100 million to aid the disaster relief effort.

appetizing [ˈæpitaiziŋ] adj. When food is appetizing, it looks and smells very good.

The appetizing plate of cookies was gone in half an hour.

assign [əˈsīn]

v. When you assign work, you give that work to particular people.

I was assign the job of making sure every one had plenty to drink.

cavity [ˈkævəti] n. A cavity is a hole or space in something.

There was a small cavity in the wall of the cave where an animal lived.

clockwise [ˈklɒkwaiz] adv. If something moves clockwise, it moves in a circle in the same direction as a clock.

Turn the screw clockwise to tighten it.

concentric [kənˈsentrik] adj. When circles or rings are concentric, they have the same center.

The target was a series of concentric circles.

courtesy [ˈkɔːrtəsi] n. Courtesy is the excellence of manners or social conduct.

Jenna always behaves with great courtesy when people visit her home.

crisp [krisp] adj. When food is crisp, it is hard or has a hard surface in a way that is pleasant.

My favorite snack is a bag of crisp, delicious potato chips.

discord [ˈdiskɔːrd] n. Discord is disagreement or fighting.

There was much discord between the experts on the talk show.

generate [ˈdʒenəreit] v. To generate something means to cause it to develop or begin.

The mayor promised to generate new jobs and programs to help the poor.

item [ˈīdəm]

n. An item is a single, separate piece.

There were some items of clothing found at the crime scene.

interchange [ˌintərˈtʃeindʒ] n. An interchange of ideas between people is a discussion of each person’s idea.

There was an interchange of ideas between the groups.

multicultural [ˌmʌltiˈkʌltʃərəl] adj. When something is multicultural, it relates to many different cultures.

Everyone was welcomed to attend the multicultural celebration.

omission [ouˈmiʃən] n. An omission is something that has been left out or not done.

Mike was upset because of the omission of his name during the ceremony.

oversee [ˌouvərˈsiː] v. To oversee something means to make sure that it is being done properly.

His job was to oversee the progress of the construction project.

pierce [piərs] v. To pierce something means to make a hole in it using a sharp object.

The arrow pierced the target in the very center.

select [səˈlekt]

v. When you select something, you carefully choose it.

They had to select textbooks for each class.

structuer [ˈstrək(t)SHər]

n. The structure involves the shape and organization of the parts of a building or group.

There are big differences in family structure in different cultures.

visual [ˈvizh(o͞o)əl]

adj. Visual relates to seen.

The visual displays were very attractive.

wavy [ˈweivi] adj. When something is wavy, it is not straight but has a series of curves.

The child drew wavy lines all over the piece of paper.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.