واژگان

دوره: کتاب چهارم / : پایان سرخک / درس 2

واژگان

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح خیلی سخت

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

ترجمه‌ی درس

واژگان.

بخش بیست و پنجم.

لیست لغات.

تصدیق کردن.

فعل.

تصدیق چیزی به معنای تأیید صحت نتایج آن است.

عکس روی گذرنامه او گواهی می داد که او واقعاً ژولن سویر بوده است.

منسجم.

صفت.

قسمت های یک گیاه منسجم به خوبی در کنار هم قرار می گیرند.

این یک برنامه منسجم برای حل مسئله شناور بود.

همکاری کردن.

فعل.

همکاری کردن یعنی با یک دیگر روی یک چیز کار کردن.

وقتی آنها همکاری کردند، موفق شدند کارهای خود را زود به پایان برسانند.

گردآوری کردن.

فعل.

گردآوری چیزها به معنی جمع آوری انواع آنها در یک گروه است.

او لیستی از افرادی را که می خواست در جشن تولدش شرکت کنند، تهیه کرد.

مهار کردن.

فعل.

مهار چیزی به معنای جلوگیری از وقوع یا افزایش آن است.

او با شنیدن یک آهنگ آرامش بخش، عصبانیت خود را مهار کرد.

تشخیص دادن.

فعل.

تشخیص کسی به معنای شناسایی وضعیت پزشکی است که آنها دارند.

چندین کودک مبتلا به آنفولانزا شناسایی شدند.

تصویب کردن.

فعل.

تصویب چیزی به معنای تبدیل آن به قانون است.

این شورا قانونی را تصویب کرد که فقط اجازه می دهد اتوبوس ها در مرکز شهر رانندگی کنند.

فدراسیون.

اسم.

فدراسیون به گروهی از ایالت ها یا مشاغل گفته می شود که برای یک هدف مشترک کار می کنند.

سازمان ملل متحد فدراسیونی است که برای جلوگیری از جنگ، بیماری و قحطی طراحی شده است.

زشت.

صفت.

اگر چیزی زشت باشد، ناپسند است.

غذا آنقدر ناخوشایند بود که سگ بدون احساس بیماری نمی توانست آن را بخورد.

انسانی.

صفت.

اگر چیزی انسانی است، پس خوب و مهربان است.

کمک به ساخت خانه برای افراد فقیر کار بسیار انسانی است.

نیازمند.

صفت.

اگر کسی نیازمند باشد، بسیار فقیر است.

پس از اینکه شغل خود را از دست داد، به شدت نیازمند شد.

آغاز.

اسم.

شروع یک چیز ناخوشایند آغاز آن است.

در آغاز نبرد، دشمن برای چنین حمله بزرگی آماده نبود.

تعهد دادن.

فعل.

تعهد دادن یعنی قول دادن برای انجام کاری.

مادرش متعهد شد که بچه گربه گمشده دخترش را پیدا کند.

منع کردن.

فعل.

منع چیزی به معنای اجازه ندادن آن است.

وی تا پایان کار دانش آموزان را از صحبت منع کرد.

ارائه دادن(ترجمه شدن).

فعل.

ارائه چیزی به معنای تبدیل شدن آن به چیز دیگری است.

گزارش وی با انتشار اطلاعات جدید بی اهمیت شد.

آبله.

اسم.

آبله بیماری است که باعث برجستگی های ریز پوست و تب های شدید می شود.

وقتی این برجستگی های ریز را دید، فکر کرد پسرش ممکن است آبله داشته باشد.

تغییر دادن.

فعل.

تغییر دادن چیزی به معنای تغییر دادن آن به روشی کاملاً مهم است.

سیستم آموزشی کاملاً دگرگون شده است.

انتقال دادن.

فعل.

انتقال چیزی به معنای انتقال آن از یک شخص یا مکان به شخص دیگر است.

برج رادیویی سیگنالی را به شعاع 20 کیلومتری به تمام رادیوها منتقل می کند.

سوگند خوردن، عهد کردن.

فعل.

عهد کردن یعنی قول دادن برای انجام کاری.

قبل از اجازه کار، همه سناتورها باید عهد کنند که هرگز رشوه دریافت نکنند.

گسترده، شایع.

صفت.

چیزی که به طور گسترده در سراسر جهان گسترش یافته است.

این اعتقاد شایع است که سرماخوردگی ناشی از سردی هوا است.

متن انگلیسی درس

Vocabulary

Unit25

Word list.

certify [ˈsəːrtəfai] v. To certify something means to confirm that its results are true.

The photograph on her passport certified that she was indeed Jolene Sawyer.

coherent [kə(ʊ)ˈhɪər(ə)nt]

adj. The parts of a coherent plant fit well together.

This was a coherent program for solving floating problem.

collaborate [kəˈlæbəreit] v. To collaborate means to work together on something.

When they collaborated, they managed to finish their chores early.

compile [kəmˈpail] v. To compile things means to collect a variety of them into a group.

She compiled a list of people who she wanted to attend her birthday party.

curb [kəːrb] v. To curb something means to prevent it from happening or increasing.

She curbed her anger by listening to a relaxing song.

diagnose [ˈdaiəgnouz] v. To diagnose someone means to identify the medical condition they have.

Several of the children were diagnosed with the flu.

enact [iˈnækt] v. To enact something means to make it into a law.

The council enacted a law that would only allow buses to drive downtown.

federation [ˌfedəˈreiʃən] n. A federation is a group of states or businesses working for a common cause.

The United Nations is a federation designed to prevent war, disease, and famine.

gross [grous] adj. If something is gross, then it is disgusting.

The food was so gross that the dog couldn’t eat it without feeling sick.

humane [hjuːˈmein] adj. If something is humane, then it is good and kind.

Helping build homes for poor people is very humane.

needy [ˈniːdi] adj. If someone is needy, they are very poor.

After he lost his job, he became very needy.

onset [ˈɒnset] n. The onset of something unpleasant is the beginning of it.

At the onset of the battle, the enemy wasn’t prepared for such a large attack.

pledge [pledʒ] v. To pledge means to make a promise to do something.

Her mother pledged that she would find her daughter’s lost kitten.

prohibit [prouhibit] v. To prohibit something means to not allow it.

She prohibited the students from speaking until their work was done.

render [ˈrendər] v. To render something means to make it become something else.

His report was rendered unimportant by the release of new information.

smallpox [ˈsmɔːlpɒks]

n. Smallpox is a disease that causes tiny bumps on the skin and high fevers.

When she saw the tiny bumps, she thought her son might have smallpox.

trensform [transˈfɔːm]

v. To transform something is to change it in a very significant way.

The education system has been completely transformed.

transmit [trænsˈmit] v. To transmit something means to pass it from one person or place to another.

The radio tower transmits a signal to all the radios in a 20-kilometer radius.

vow [vau] v. To vow means to make a promise to do something.

Before they are allowed to work, all senators must vow to never accept bribes.

widespread [ˈwʌɪdsprɛd]

adj. Something that is widespread is spread widely across the world.

It is a widespread belife that colds are caused by cold weather.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.