واژگان

دوره: کتاب سوم / : کادوی سالگرد / درس 2

واژگان

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

ترجمه‌ی درس

واژگان

بخش 8

فهرست لغت

یاد بود

اسم. یاد بود روزی است که چیزی مربوط به گذشته جشن گرفته می شود.

پدر و مادر من برای سالگرد عروسی شان رفتند بیرون غذا بخورند.

حساب و ریاضیات

اسم. حساب ریاضی است.

دوست دارم در مدرسه حساب بخوانم.

شرمنده، خجالت زده

صفت.

شرمنده بودن یعنی احساس ناراحتی کردن به خاطر انجام یک کار بد یا اشتباه.

او موقعی که اسم معلمش را فراموش کرد، خجالت زده شد.

ترک، انفجار

اسم. ترکیدن یعنی یکدفعه پاره و باز شدن یا جدا شدن از هم.

بمب روی شهر منفجر شد.

نجار

اسم. یک نجار کسی است که از چوب وسایل درست می کند.

یک نجار استخدام کردیم تا کمد درست کند.

زغال سنگ

اسم. زغال سنگ یک سنگ سیاه سفت است که برای تولید حرارت می سوزانند.

خیلی از ایستگاه های تولید برق برای تولیدی انرژی زغال سنگ می سوزانند.

کاناپه

اسم. کاناپه یک صندلی دراز نرم است که خیلی از مردم می توانند روی آن بنشینند.

کاناپه جدید کیم و مارتین خیلی گرانقیمت بود.

چکه کردن

فعل. چکه کردن یعنی افتادن قطره قطره آب

صدای چکه کردن آب از شیر را می شنوم.

ظریف و شیک

صفت. چیزهای ظریف خیلی تجملی و خوشایند است.

در ژاپن، زنها در مناسبت های خاص، کیمونو های ظریف و شیک به تن می کنند.

پارچه

اسم. به پارچه ای که برای ساخت لباس و مبلمان و غیره استفاده می شود می گویند.

حوله ها از یک پارچه نرم درست شده بودند.

سرزمین های کوهستانی

اسم. سرزمین های کوهستانی زمین های مرتفع معمولا با کوه هستند.

مرد در کوهستان یک خانه کوچک داشت.

عاج

اسم.

عاج یک ماده سفت سفید است که از فیل ها می آید.

دندان عاج بلند فیل خیلی با شکوهبه نظر می رسید.

آسیاب.

اسم.

یک آسیاب ساختمانی است که آنجا از گندم آرد درست می شود.

کشاورز گندمش را به آسیاب برد تا آن را تبدیل به آرد کند.

سوزن

اسم.

سوزن یک تکه فلز تیز کوچک است که برای مرمت لباس ها استفاده می شود.

از سوزن برای دوخت یک سوراخ در شلوارم استفاده کردم.

صیقل دادن

فعل. چیزی را صیقل دادن یعنی آن را بمالید تا براق شود.

مارک تمام وقتش را به براق کردن کفش هایش برای مراسم عروسی سپری کرد.

دوختن

فعل. دوختن یعنی با استفاده از نخ تکه هایی از پارچه را در کنار هم قرار دادن.

من وقتی یک دختر کوچک بوئم خیاطی را یاد گرفتم.

آلونک

اسم. آلونک یک ساختمون کوچک است که مردم چیزهایی مثل ابزار آلات را در آنجا انبار می کنند.

ما در حیاط پشتی یک آلونک کوچک برای انبار داریم.

نخ

اسم. نخ یک تکه ریسمان باریک است.

من در خانه نخ های زیادی با رنگ های مختلف دارم.

آراستن.

فعل. آراسته کردن چیزی یعنی کمی آن را کوتاه کردن.

امروز بعد از ظهر موهایم را کمی کوتاه کردند.

به سمت بالا

قید. سمت بالا عملی است که به صورت عمودی به سمت بالا حرکت می کند.

بادبادک به سمت بالا دورتر و دورتر رفت.

متن انگلیسی درس

Vocabulary

Unit 8

Word list.

anniversary [ˌænəˈvəːrsərɪ] n. An anniversary is a day that celebrates something from the past.

My parents went out to a restaurant for their wedding anniversary.

arithmetic [əˈrɪθmətɪk] n. Arithmetic is math.

I like to study arithmetic at school.

ashamed [əˈʃeɪmd] adj. Ashamed means feeling upset and embarrassed because of a bad action.

He was ashamed when he forget his teachers name.

burst [bəːrst] n. To burst is to suddenly break open or apart.

The bomb burst over the city.

carpenter [ˈkɑːrpəntər] n. A carpenter is a person who builds things with wood.

We hired a carpenter to make a cupboard.

coal [koul] n. Coal is a hard black material that people burn for heat.

Many power stations burn coal to produce energy.

couch [kaʊtʃ] n. A couch is a long, soft seat that many people can sit on.

Kim and Martin’s new couch was very expensive.

drip [drɪp] v. To drip is to fall a little bit at a time.

I heard water dripping from the faucet.

elegant [ˈelɪgənt] adj. Something elegant is very fancy and pleasing.

In Japan, women wear elegant kimonos on special occasions.

fabric [ˈfæbrɪk] n. Fabric is cloth used to make clothes, furniture, etc.

The towels were made from a soft fabric.

highlands [ˈhaɪlənd] n. Highlands are high areas of land, usually with mountains.

The man had a small home in the highlands.

ivory [ˈaɪvərɪ] n. Ivory is a hard, white substance that comes from elephants.

The elephant’s long ivory tusks looked very impressive.

mill [mil] n. A mill is a building and which wheat is ground to flour.

The farmer took his wheat to the mill to make it into flour.

needle [ˈniːdl] n. A needle is a small, sharp piece of metal use to make or fix clothes.

I used a needle to fix the hole in my pants.

polish [ˈpɒlɪʃ] v. To polish something is to rub it in order to make it shiny.

Mark spent all morning polishing his shoes for the wedding.

sew [sou] v. To sew means to put pieces of cloth together using string or thread.

I learned to sew when I was a little girl.

shed [ʃed] n. A shed is a small building in which people store things like tools.

We have a small shed in the backyard for storage.

thread [θred] n. A thread is a thin piece of string.

I have many different colors of thread at home.

trim [trim] v. To trim something is to cut it a little bit.

I had my hair trimmed this afternoon.

upwards [ˈʌpwərdz] adv. An upwards action moves vertically towards the direction above . The kite went upwards further and further.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.