کتاب پنجم

30 فصل | 60 درس

واژگان

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

برای دسترسی به این محتوا بایستی اپلیکیشن زبانشناس را نصب کنید.

ترجمه‌ی درس

واژگان

بخش ۱۱

لیست کلمات

اتحاد

اسم. اتحاد گروهی از افراد است که با هم کار می‌کنند.

مدیران ارشد با یکدیگر اتحاد ایجاد کردند.

تشویق

اسم. تشویق صدایی است که وقتی مردم برای نشان دادن تأیید دست می‌زنند، ایجاد می‌شود.

در پایان سخنانش، همه شدیداً تشویق کردند.

مسلح

صفت. اگر مسلح باشید، اسلحه به همراه دارید.

سارق مسلح به اسلحه بود.

معتبر

صفت. اگر چیزی معتبر باشد، از بهترین اطلاعات موجود استفاده می‌کند.

این کتاب منبع معتبری درباره‌ی ملکه نفرتیتی مصر باستان است.

شجاعت

اسم. شجاعت رفتاری شجاعانه است.

در این کتاب‌ها از شجاعت ژنرال تقدیر شده‌است.

مراسم

اسم. مراسم رویدادی است که در مناسبت‌های خاص اتفاق می‌افتد.

مراسم ازدواج تام و امی در ماه ژوئن است.

فرهنگ

اسم. فرهنگْ موسیقی، هنر و نوشته‌های یک مکان یا گروه خاصی از مردم است.

فرهنگ باستانی مکزیک به‌خاطر معماری‌اش مشهور است.

دفاع

اسم. دفاع چیزی است که برای محافظت از چیز دیگری انجام می‌شود.

نیروی هوایی برای دفاع از کشورش کار می‌کند.

جزئیات

اسم. جزئیات اطلاعات کوچک هستند.

جین تمام جزئیات سفر خود به چین را به بن گفت.

گوناگون / متنوع

صفت. وقتی گروهی از چیزها diverse باشد، از چیزهای خیلی متنوعی تشکیل شده‌است.

شهرهای بزرگ دارای جمعیت‌های متنوعی با افراد از نژادها و سنین مختلف هستند.

افسون کردن

فعل. to enchant یعنی باعث شوید کسی احساس علاقه یا خوش‌حالی کند.

زن زیبا همه‌ی افراد در اتاق را مسحور خود کرد.

تجهیز کردن

فعل. تجهیز کسی به‌معنای دادن چیزهایی به او است که برای انجام کاری لازم دارد.

استیو به ابزارهای لازم برای انجام کار مجهز بود.

استثنا

اسم. استثنا کسی یا چیزی است که با قاعده‌ای مطابقت نداشته باشد.

اکثر دانش‌آموزان فکر می‌کردند آزمون سخت است، اما تیم مستثنی بود.

ژانر

اسم. ژانر سبک مشخص‌شده برای نوعی ادبیات، هنر یا موسیقی است.

او را در ژانر کمدی استاد می‌دانند.

تأثیر

اسم. impact تأثیری است که کسی یا چیزی دارد.

مادربزرگ من تأثیر زیادی در زندگی من داشت.

فریب دادن

فعل. فریب دادن کسی به‌معنای متقاعد کردن او برای انجام کاری با استفاده از ترفند است.

این فروشگاه مردم را با تابلوهای بزرگی که رویشان نوشته شده «فروشی» فریب می‌دهد.

مانع

اسم. مانع یک شیء یا مشکلی است که شما را از انجام کاری بازمی‌دارد.

صعود بر فراز سنگ عظیم بزرگ‌ترین مانع کوهنوردان بود.

پناهگاه

اسم. پناهگاه محلی برای رفتن است تا شخص از خطر یا هوای بد در امان باشد.

قورباغه به‌خاطر توفان زیر سایبان نزدیک پناه گرفت.

تأمین کردن

فعل. تأمین چیزی به‌معنای دادن آنچه مردم به آن‌ها نیاز دارند و یا می‌خواهند.

آبگرمکن خانه را با آب گرم تأمین می‌کند.

خودبین

صفت. اگر افراد vain باشند، فقط به فکر ظاهرشان هستند.

ربکا آن‌قدر خودبین است که از هر آینه به خودش نگاه می‌کند.

متن انگلیسی درس

Vocabulary

Unit 11

Word list

alliance

n. An alliance is a group of people who work together.

The junior executives formed an alliance with each other.

applause

n. Applause is the noise made when people clap their hands to show approval.

At the end of his speech, everyone burst into loud applause.

armed

adj. If you are armed, you are carrying a weapon.

The robber was armed with a gun.

authoritative

adj. If something is authoritative, it uses the best information available.

This book is an authoritative source on ancient Egypt’s Queen Nefertiti.

bravery

n. Bravery is brave behavior.

The books commended the general’s bravery.

ceremony

n. A ceremony is an event that happens on special occasions.

Tom and Amy’s marriage ceremony is in June.

culture

n. Culture is the music, art, and writings of a certain place or group of people.

Ancient Mexican culture is renowned for its architecture.

defense

n. A defense is something that is done to protect another thing.

The air force works in defense of its country.

detail

n. A detail is a small piece of information.

Jane told Ben all the details of her trip to China.

diverse

adj. When a group of things is diverse, it is made up of a wide variety of things.

Big cities have diverse populations with people of different races and ages.

enchant

v. To enchant someone is to make them feel very interested or happy.

The beautiful woman enchanted everybody in the room.

equip

v. To equip someone is to give them the things needed to do something.

Steve was equipped with the tools needed to do the job.

exception

n. An exception is someone or something not conforming to a rule.

Most students thought the test was hard, but Tim was the exception.

genre

n. A genre is a type of literature, art, or music characterized by its style.

She is considered a master in the comedy genre.

impact

n. An impact is the effect someone or something has.

My grandmother had a great impact on my life.

lure

v. To lure someone is to convince them to do something by using a trick.

The store lures people in with big signs that say “Sale!”

obstacle

n. An obstacle is an object or a problem that stops you from doing something.

Climbing over the giant rock was the biggest obstacle for the hikers.

shelter

n. A shelter is a place to go that is safe from danger or bad weather.

The frog took shelter from the storm in a nearby hold.

supply

v. To supply something means to give people what they need or want.

The water heater supplied the house with warm water.

vain

adj. If people are vain, they are only concerned with how they look.

Rebecca is so vain that she looks at herself in every mirror.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.