واژگان

دوره: کتاب چهارم / : روز انزک / درس 2

واژگان

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

برای دسترسی به این محتوا بایستی اپلیکیشن زبانشناس را نصب کنید.

ترجمه‌ی درس

واژگان

بخش ۶

لیست کلمات

سرود

اسم. سرود یک آهنگ رسمی و مذهبی است.

همه قبل از شروع بازی بیسبال سرود ملی را خواندند.

فراتر از

حرف اضافه. از beyond برای گفتن اینکه یک چیز بیش از چیز دیگری است، استفاده می‌شود.

شغل فراتر از توانایی آن مرد است.

قصد

اسم. determination همان چیزی است که وقتی می‌خواهید کاری را انجام دهید، حتی در صورت دشوار بودن، دارید.

کریس جوان‌ترین شرکت‌کننده است، اما او بیشترین عزم و اراده را دارد.

درگیری

اسم. fighting درگیری فیزیکی بین افراد یا گروه‌ها در جنگ، خیابان و غیره است.

جنگ سنگین برای چندین روز به طول انجامید.

مشترک

صفت. وقتی چیزی مشترک است، دو یا چند نفر یا گروه آن را انجام می‌دهند.

مایک و جونا هر دو صاحبان مشترک یک کافی‌شاپ هستند.

فرود

اسم. فرود به زمانی گفته می‌شود که به زمین یا سطحی دیگر پس از پرواز یا قایق‌سواری برمی‌گردید.

این مرد مسئول هدایت فرود در منطقه‌ی جنگی است.

جشن گرفتن

فعل. to mark این است که یک رویداد یا زمان مهم را با انجام کاری جشن بگیرید.

پدربزرگ و مادربزرگ من به مناسبت سالگرد ۵۰ سالگی ازدواج خود میهمانی می‌گیرند.

تجهیز کردن

فعل. تجهیز کردن به‌معنی آماده کردن ارتش برای جنگ است.

هزاران سرباز آماده برای تجهیز برای نبرد بودند.

ملت، کشور

اسم. nation منطقه‌ی وسیعی از زمین است که توسط دولت خودش کنترل می‌شود.

هند کشوری است که به‌سرعت در حال پیشرفت است.

در اصل

قید. originally به‌جای «در آغاز» یا «هنگامی که چیزی برای اولین بار اتفاق افتاد یا شروع شد»، استفاده می‌شود.

این ساختمان در اصل بانک بوده است.

شیوع

اسم. شیوع شروع یا افزایش ناگهانی مبارزه یا بیماری است.

دانشمندان برای شیوع یک ویروس خطرناک آماده شدند.

دعا کردن

فعل. دعا کردن به معنی صحبت کردن با خدا برای کمک خواستن و یا تشکر کردن است.

دختر دوست داشت برای صلح جهانی دعا کند.

زندانی

اسم. زندانی کسی است که به زور گرفته شده و در جایی نگه‌داری می‌شود.

او سال‌ها زندانی بوده‌است.

فداکاری کردن

فعل. فداکاری یعنی رها کردن چیزی برای به دست آوردن چیزی که می‌خواهی یا انجام کار دیگری برای کسی.

کارن مجبور شده برای فرزندانش فداکاری‌های زیادی انجام دهد.

سکوت

اسم. سکوت به نبود کامل صدا گفته می‌شود.

من فقط می‌توانم در سکوت کامل بخوابم.

بنابراین

قید. thus در عوضِ از چیزی که الان ذکر شد استفاده می‌شود.

ویکتور می‌خواهد وزن کم کند، بنابراین، او رژیم می‌گیرد و شروع به ورزش می‌کند.

احترام

اسم. tribute چیزی است که برای ابراز احترام به شخصی می‌گویید، انجام می‌دهید یا می‌دهید.

در بعضی کشورها مردم برای ادای احترام به سربازان پیشین، خشخاش می‌پوشند.

پیروزی

اسم. پیروزی موقعیتی است که در آن شما در یک نبرد، بازی، انتخابات یا مناقشه پیروز می‌شوید.

مرد از پیروزی خود به وجد آمد.

خودرو

قید. خودرو بودن به‌معنی بدون کنترل است.

قاصدک‌ها در شکاف خیابان‌ها به‌صورت خودرو رشد می‌کنند.

مجروح کردن

فعل. to wound به‌معنای آسیب رساندن به کسی یا چیزی از طریق بریدن یا باز شدن پوست است.

پسر می‌دانست که اگر زانوبند نپوشد، ممکن است زانوهایش را زخمی کند.

متن انگلیسی درس

Vocabulary

Unit 6

Word list

anthem

n. An anthem is a formal or religious song.

Everyone sings the national anthem before the baseball game starts.

beyond

prep. Beyond is used to say that one thing is more than another.

The job is beyond the man’s ability.

determination

n. Determination is what you have when you try to do something even when it is difficult.

Chris is the youngest competitor, but he has the most determination.

fighting

n. Fighting is physical conflict between people or groups in a war, in the street, etc.

Heavy fighting continued for days.

joint

adj. When something is joint, it is done by or involves two or more people or groups.

Mike and Joanna are joint owners of a coffee shop.

landing

n. A landing is when you return to the ground or another surface after a flight or a boat ride.

The man is in charge of leading the landing in the warzone.

mark

v. To mark is to celebrate an important event or time by doing something.

My grandparents are having a party to mark their 50th anniversary.

mobilize

v. To mobilize is to prepare an army to fight in a war.

Thousands of soldiers were ready to mobilize for the fight.

nation

n. A nation is a large area of land that is controlled by its own government.

India is a nation that is developing rapidly.

originally

adv. Originally is used in place of ‘in the beginning’ or ‘when something first happened or began’.

This building was originally a bank.

outbreak

n. An outbreak is a sudden start or increase of fighting or disease.

The scientists prepared for an outbreak of a dangerous virus.

pray

v. To pray is to speak to God in order to ask for help or to give thanks.

The girl likes to pray for world peace.

prisoner

n. A prisoner is someone who is taken by force and kept somewhere.

He has been a prisoner for many years.

sacrifice

v. To sacrifice is to give up something in order to get something you want or do something else for someone.

Karen has had to sacrifice a lot for her children.

silence

n. Silence is the complete absence of sound or noise.

I can only sleep in complete silence.

thus

adv. Thus is used in place of, as a result of something that was just mentioned.

Victor wants to lose weight; thus, he’ll go on a diet and start exercising.

tribute

n. A tribute is something that you say, do, or give in order to express respect for someone.

In some countries, people wear poppies as a tribute to veterans.

victory

n. A victory is a situation in which you win a battle, game, election, or dispute.

The man was thrilled with his victory.

wild

adv. To be wild is to be without control.

Dandelions grow wild in the cracks of the streets.

wound

v. To wound is to injure someone or something by cutting or breaking the skin.

The boy knew he might wound his knees if he didn’t wear pads on them.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.