واژگان

دوره: کتاب سوم / : یک زندگی جالب / درس 2

واژگان

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

ترجمه‌ی درس

واژگان

بخش ۲۹

لیست کلمات

بمب

اسم. بمب چیزی است که می‌ترکد و منطقه‌ی بزرگی را نابود می‌کند.

آن بمب هرچیزی که نزدیکش باشد نابود می‌کند.

مدرک، سند

اسم. certificate سندی است که می‌گوید که چیزی حقیقت دارد و رخ داده‌است.

بعد از تمام کردن دوره‌ی آموزشی کامپیوتر به من مدرک داده شد.

شرایط

اسم. circumstance رویدادی است که باعث می‌شود موقعیت آنی شود که الان هست.

شرایط زیادی، مانند زحمت زیاد، پشتِ موفقیتشان بود.

تابوت

اسم. تابوت صندوقی است که برای دفن مرده از آن استفاده می‌شود.

وقتی کسی فوت می‌کند، معمولاً داخل تابوت دفن می‌شود.

کنار آمدن

فعل. to cope with یعنی از پس وضعیت سخت یا پرفشار برآمدن.

او با هفته‌ای سه یا چهار بار ورزش کردن با استرس کار کنار می‌آید.

انتقاد

اسم. انتقاد عمل گفتن اینکه چیزی درست نیست یا خوب نیست.

بابت طرح جدیدش انتقادهای زیادی دریافت کرد.

نابود کردن

فعل. نابود کردن چیزی یعنی باعث تخریب یا آسیب به آن چیز شدن.

کل دیوار نابود شد.

اخم کردن

فعل. اخم کردن یعنی ایجاد حالت ناراحتی با صورت.

ملیسا وقتی که فهمید مهمانی لغو شده اخم کرد.

خیره شدن

فعل. خیره شدن به چیزی یعنی نگاه کردن به آن برای مدت طولانی.

ما از یک تلسکوپ برای خیره شدن به ستاره‌ها به‌مدت بیش از یک ساعت استفاده کردیم.

نگاه کوتاه کردن

فعل. نگاه اجمالی به چیزی یعنی نگاه سریع به آن انداختن.

نگاهی به پشت سرش انداخت تا ببیند آیا مرد دارد نگاهش می‌کند یا نه.

غم

اسم. grief احساس ناراحتی عمیق است، معمولاً وقتی کسی می‌میرد.

غم از دست دادن پدر و مادرش برای او خیلی شدید و سخت بود.

داماد

اسم. داماد مردی است که قرار است ازدواج کند.

داماد هنگامی که با همسر جدیدش قدم می‌زد، خوش‌حال به نظر می‌رسید.

مجوز

اسم. مجوز سند رسمی‌ای است که به کسی اجازه‌ی انجام کاری را می‌دهد.

در ایالات متحده برای اینکه قانونی رانندگی کنید به گواهینامه‌ی رانندگی نیاز دارید.

میکروسکوپ

اسم. میکروسکوپ دستگاهی است که کاری می‌کند اجسام کوچک بزرگ‌تر به نظر برسند.

میکروب‌ها را نمی‌توان بدون میکروسکوپ دید.

هسته‌ای

صفت. هر چیز هسته‌ای به تقسیم شدن یا به هم پیوستن اتم‌ها مربوط است.

راکتورهای هسته‌ای برای شهرها انرژی ارزان فراهم می‌کنند.

مجسم کردن، تصور کردن

فعل. to portray sth یعنی چیزی را در یک تصویر توصیف کردن یا نشان دادن.

عکسش خانه‌ای که وقتی کوچک بود در آن بزرگ شد را نشان می‌داد.

چرخاندن

فعل. to rotate sth یعنی چیزی را به‌صورت دایره ای گرداندن.

ملخ‌های هواپیما سریع می‌چرخند تا به پرواز هواپیما کمک کنند.

سوغاتی

اسم. سوغاتی چیزی است که خریده می‌شود تا یادآور مکان یا اتفاقی باشد.

من از سفرم به مسکو یک عروسک روسی سوغاتی خریدم.

زیردریایی

اسم. زیردریایی قایقی است که می‌تواند برای مدت طولانی زیر آب برود.

زیردریایی زیر دریا رفت تا دشمن نتواند آن را ببیند.

رد چیزی را دنبال کردن

فعل. to trace sth یعنی دنبال کردن چیزی با چشم یا انگشت.

او با انگشت مسیر نمودار را دنبال کرد.

متن انگلیسی درس

Vocabulary

Unit 29

Word list

bomb [bɒm]

n. A bomb is an object that explodes and destroys large areas.

The bomb will destroy anything that is near.

certificate [sərtɪfəkɪt]

n. A certificate is a document that says that something is true or happened.

I was given a certificate for completing the computer course.

circumstance [ˈsəːrkəmstӕns]

n. A circumstance is an event that makes a situation what it is.

There were many circumstances behind their success like hard work.

coffin [ˈkɔ:fɪn]

n. A coffin is a box used to bury dead people.

When a person passes away, they are usually buried inside of a coffin.

cope [koup]

v. To cope with a difficult or stressful situation means to deal with it.

He copes with work stress by exercising three or four times a week.

criticism [ˈkritisizəm]

n. Criticism is the act of saying that something is not correct or good.

She had a lot of criticism about their new plan.

devastate [ˈdevəsteɪt]

v. To devastate something is to cause damage or pain to that thing.

The entire wall was devastated.

frown [fraun]

v. To frown is to make an unhappy look with one’s face.

Melissa frowned when she found out that the party had been cancelled.

gaze [geɪz]

v. To gaze at something means to look at it for a long time.

We used a telescope to gaze at the stars for over an hour.

glance [glæns]

v. To glance at something means to look at it quickly.

She glanced behind her to see if he was looking at her.

grief [griːf]

n. Grief is the feeling of deep sadness, usually when a person dies.

The grief caused by losing her parents was very difficult for her.

groom [gruːm]

n. A groom is a man who is going to be married.

The groom looked happy as he walked with his new wife.

license [ˈlaɪsəns]

n. A license is an official document that gives one permission to do something.

In the United States you need a driver’s license to drive legally.

microscope [ˈmaɪkrəskoup]

n. A microscope is a device that makes small objects look bigger.

Germs cannot be seen without a microscope.

nuclear [ˈnjuːklɪə:r]

adj. A nuclear thing relates to the division or joining of atoms.

Nuclear power plants provide inexpensive energy to cities.

portray [pɔːrtreɪ]

v. To portray something means to describe it or show it in a picture.

Her picture portrayed the house she grew up in when she was little.

rotate [rouˈteɪt]

v. To rotate something means to turn it around in a circle.

An airplane’s propellers rotate quickly to help it fly.

souvenir [su:vəniə:r]

n. A souvenir is something bought to remember of a place or event.

I bought a Russian doll as a souvenir from my trip to Moscow.

submarine [sʌbməˈriːn]

n. A submarine is a boat that can go underwater for long periods of time.

The submarine dove under the sea so the enemy couldn’t see it.

trace [treɪs]

v. To trace something means to follow over it with the eyes or a finger.

He traced over the graph with his finger.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.