واژگان

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

ترجمه‌ی درس

واژگان

بخش 15

فهرست لغت

کار، رویداد

اسم. رویداد یک رخداد یا اتفاقی است که رخ داده

تعطیلات آخر هفته من و همسرم در یک رویداد رسمی حضور پیدا کردیم.

انجمن

اسم. انجمن گروهی است که به دلیل یکسان با هم هستند.

دانش آموزان انجمنی داشتند تا در مورد علایق شان صحبت کنند.

دعای خیر کردن

فعل. دعای خیر کردن یعنی از خدا طلب حفاظت و کمک کردن.

فرشته برای نوزاد تازه بدنیا آمده دعا کرد تا آن را امن و امان نگه دارد.

غلات یا حبوبات صبحانه

اسم. غلات یک غذای صبحانه است که از غلات تهیه می شود و به همراه شیر خورده می شود.

غلات صبحانه ای سریع و مرسوم است که مردم در ایالات متحده از آن لذت می برند.

شاد

صفت. یک فرد بشاش خوشحال و خوش است.

بچه ها از اینکه مجبور نبودند به مدرسه بروند خوشحال بودند.

قطر

اسم. قطر یک شی گرد فاصله دو سر آن از مرکز است.

قطر درخت حدود 60 سانتی متر بود.

بهره برداری کردن

فعل. بهره برداری از چیزی یعنی آن را به جای دلیل خوب به دلایل حریصانه به کار بردن.

شرکت کارگرانش را استثمار و آنها را وادار به کار 12 ساعته در روز نمود.

قحطی

اسم. قحطی زمانی طولانی با غذای کم یا بدون غذا است.

کشاورزان نمی توانستند در زمین خشک هیچ غذایی پرورش دهند بنابراین قحطی رخ داد.

برداشت محصول، درو

اسم. درو عمل جمع کردن مواد غذایی از کشاورزی است.

آنها از برداشت قبلی گندم زیادی به دست آوردند.

خوشحال

صفت. یک فرد خوشحال شاد و دلپذیر است.

آنها احساس خوشحالی میکردند چون هوا عالی بود.

میوه مغزدار (فندوق)

اسم. میوه مغزدار یک دانه یا میوه سفت است که از برخی درختان و بوته ها بدست می آید.

برای خوردن میوه مغزدار باید اول پوستش را بشکنید.

ببخشید

اسم. بخشیدن یعنی این که از کسی بخاطر پرسیدن سوال یا خطا عصبانی نشوید.

ببخشید معلم، می شود چیزی که همین الان گفتید را تکرار کنید؟

فرعون

اسم. فرعون پادشاه مصر باستان بود.

فراعنه برای هزاران سال بر مصر حکمرانی می کردند.

رسیده

صفت. میوه یا سبزی رسیده برای خوردن آماده است.

گیلاس ها خوشمزه و رسیده بود.

برشته کردن

فعل. برشته کردن چیزی یعنی آن را داخل اجاق یا روی آتش بپزید.

مادر برای شام روز تعطیل یک بوقلمون برشته کرد.

عادی، تکراری

اسم. تکراری روش انجام کارها به شکلی که هر بار یک جور باشد می گویند.

روال عادی روزمره پدرم شامل اصلاح صورت درست قبل از صبحانه است.

طرح

اسم. طرح یک نقشه یا طرح است.

جاسون و مارک طرحی برای حل مشکل یافتند.

باریک

صفت.

چیزی یا کسی که باریک است ، لاغر است.

گوشی همراه جدیدم را ببین. باریک است.

اجاق

اسم. اجاق دستگاهی برای پختن غذا است.

اجاق جدید به ما کمک می کند غذا را خیلی سریعتر از قبل بپزیم.

دزدی

اسم. دزدی عملی مجرمانه است شامل دزدین چیزی توسط کسی می شود.

دزدی تلویزیون او موقعی که سرکار بود رخ داد.

متن انگلیسی درس

Vocabulary

Unit 15

Word list.

affair [əˈfɛər]

n. An affair is an event or a thing that happened.

My wife and I attended a formal affair over the weekend.

assembly [əˈsemblɪ]

n. An assembly is a group gather together for the same reason.

The students had an assembly to talk about their interests.

bless [bles]

v. To bless is to ask God for protection or help.

The angel blessed the newborn baby to keep it safe.

cereal [ˈsɪərɪəl]

n. Cereal is a breakfast food made from grains that is eaten with milk.

Cereal is a fast and common breakfast food enjoyed in the U.S.

cheerful [ˈtʃɪəfəl]

adj. A cheerful person is happy and pleasant.

The children were cheerful because they didn’t have to go to school.

diameter [daɪˈæmɪtər] n. The diameter of a round thing is the length across its center.

The diameter of the tree was about 60 centimeters.

exploit [ˈiksplɔɪt]

v. To exploit something is to use it for greedy reasons rather than good reason.

The company exploits their workers and makes them work 12 hours a day.

famine [ˈfæmɪn]

n. A famine is a long time with little or no food.

The farmers couldn’t grow any food in the dry soil, so there was a famine.

harvest [ˈhɑːrvɪst]

n. A harvest is the act of collecting food from farming.

They had a lot of wheat from the last harvest.

merry [ˈmerɪ]

adj. A merry person is happy and pleasant.

They felt merry because the weather was great.

nut [nʌt]

n. A nut is a hard seed or fruit that comes from some trees and bushes.

To eat a nut, you must first crack its shell.

pardon [ˈpɑːrdn]

n. To pardon is to not be angry at someone for asking a question or for making a mistake.

Pardon me teacher, but could you repeat what you just said?

pharaoh [ˈfɛərou]

n. A pharaoh was a king in ancient Egypt.

The pharaohs ruled Egypt for thousands of years.

ripe [raɪp]

adj. A ripe fruit or vegtable is ready to be eaten.

The cherries were nice and ripe.

roast [roust]

v. To roast something is to cook it in an oven or over a fire.

Mom roasted a turkey for the holiday dinner.

routine [ruːˈtiːn]

n. A routine is a way of doing things that is the same every time.

My father’s daily routine includes shaving right before breakfast.

scheme [skiːm]

n. A scheme is a plan or design.

Jason and mark came up with a scheme to solve the problem.

slim [slim]

adj. A slim person or thing is thin not thick.

Look at my new cell phone. It’s very slim.

stove [stouv]

n. A stove is a device used to cook food.

Our new stove helps us to cook food much faster than before.

theft [θeft]

n. A theft is a criminal act that involves someone stealing something.

The theft of his TV took place when he was at work.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.