داستان

دوره: کتاب ششم / فصل: درس ۱۶ / درس 1

داستان

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

ترجمه‌ی درس

شغل جدید جن

موزه‌ی تاریخ باید یک راهنمای تور جدید استخدام می‌کرد. مدیر قبل از تصمیم به استخدام جن با ده‌ها متقاضی مصاحبه کرد. او به‌دلیل صمیمی بودن، وقت‌شناس بودن و برخورد بسیار خوبش انتخاب شد.

در روز اول، جن وارد کار شد و آماده شد تا اولین تورش را برگزار کند. او به اسامی ثبت‌شده نگاه کرد. دید که ملکه‌ی انگلیس و یک دیپلمات از موزه بازدید می‌کنند.

او فکر کرد: «این اولین روز منه و من باید یک ملکه رو تحت‌تأثیر قرار بدم! امیدوارم خودم رو در مقابل کسی با چنین شهرتی تحقیر نکنم!» جن نگران بود. نفس عمیقی کشید و گفت: «سلام به همگی! می‌خوام درباره‌ی تقویم مصر باستان با شما صحبت کنم.»

همان طور که برگشت تا چند دست‌سازه را به گروه نشان دهد، به یک نسخه‌ی همسان فسیل از عاج فیل اصیل برخورد کرد. به زمین افتاد و به یک میلیون تکه تبدیل شد!

جن با خودش گفت:. «وای نه! امیدوارم بقیه‌ی تور بهتر از این باشه!» بقیه‌ی تور بهتر پیش نرفت. او از روی یک گلدان عتیقه سکندری خورد و تکه‌ای از آن را شکست. هنگامی که داشت گزیده‌ای از یک غزل را می‌خواند، عطسه کرد و صفحه‌ای از رزمنامه را پاره کرد.

جن بعد از تور به ملکه نزدیک شد تا از او عذرخواهی کند. گفت: «معذرت می‌خوام، اعلیحضرت. من راهنمای تور خیلی بدی بودم. بگذارید پولی که خرج کردید رو به شما بازپرداخت کنم.»

ملکه خندید. گفت: «من هزینه نکردم، بنابراین نیازی به بازپرداخت نیست، جن. من عاشق تور بودم. فقط باید کمی بیشتر مراقب باشی و سخت کار کنی تا در کارت بهترین باشی. سخت‌کوشی مقدم بر موفقیت است.» جن لبخند زد و از ملکه تشکر کرد.

جن تصمیم گرفت از این به بعد بیشتر مراقب باشد. او پشتکار داشت و سخت کار می‌کرد. با گذشت زمان، جن بهترین راهنمای تور در موزه شد.

متن انگلیسی درس

Jen’s New Job

The history museum needed to recruit a new tour guide. The director interviewed dozens of applicants before he decided to hire Jen. She was chosen because she was friendly, punctual and had a great attitude.

On her first day, Jen got to work and prepared to give her first tour. She looked at the names on the register. She saw that the Queen of England and a diplomat were visiting the museum.

She thought, “It’s my very first day, and I have to impress a monarch! I hope I don’t humiliate myself in front of a person of such renown!” Jen was nervous. She took a deep breath and said, “Hello, everyone! I’m going to talk to you about the chronology of ancient Egypt.”

As she turned around to show the group some artifacts, she bumped into a copy fossil of an authentic elephant tusk. It fell to the ground and broke into a million pieces!

“Oh no!” said Jen to herself. “I sure hope the rest of the tour goes better than this!” The rest of the tour did not go any better. She tripped over an antique vase and broke a piece off of it. As she was reading an excerpt from a lyric poem, she sneezed and tore a page of the epic.

After the tour, Jen approached the queen to apologize. She said, “I’m sorry, Your Majesty. I was a terrible tour guide. Let me give you a refund for the money you spent.”

The queen laughed. She said, “I didn’t pay, so there was no need for refund, Jen. I loved the tour. You just have to be a little more careful and work hard to become the best at your job. Hard work precedes success.” Jen smiled and thanked the queen.

She decided to be extra careful from then on. She was persistent and worked hard. In time, Jen became the best tour guide at the museum.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.