عشق به دامداران

توضیح مختصر: می گویند انسانهای متضاد جذب هم می شوند. اما آیا یک گیاهخوار و یک دامدار می توانند رابطه ی عاشقانه ی سالم و موفقی داشته باشند؟

زمان مطالعه: 4 دقیقه

سطح: سخت

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

ترجمه‌ی درس

گیاهخواران عاشق گله داران می شوند

کِری براندت گیاهخوار بود و دیوید آف مزرعه پرورش گاو داشت. شاید بعضی ها بگویند که او با پرورش گاو کسب درآمد می کرد اما احتمالا بسیاری از دوستان کِری می گفتند که او با کشتن گاوها کسب درآمد می کرد. دیوید در اولین قرار ملاقات عاشقانه شان، کِری را به دیدن گاوها برد. کِری از خود می پرسید که با مردی که ارزش ها، هویت و شیوه زندگی اش با او تا این حد فرق دارد چه کار می تواند داشته باشد. دیوید دامداری بود که خانواده اش نزدیک به 150 سال مشغول پرورش گاو بودند او و قصد تغییر هم نداشت. باید اتفاقی می افتاد تا رابطه شان ادامه پیدا کند.

او تغییر قابل توجهی داشت. حالااو معتقد است که دامداران حیوانات خود را دوست دارند و می خواهند آنها زندگی شاد و سالمی داشته باشند. او همچنین تحقیقات زیادی انجام داده و فکر می کند که ممکن است رژیم های غذایی گیاهی مضر باشند. و از آنجا که دو رژیم غذایی گوشتی و گیاهی می توانند مضر باشند، دیگر آنها را خیلی بد یا کاملا خوب نمی پندارد. او حالا گوشت می خورد و در پرورش گاو به دیوید کمک می کند. با اینکه ازدواج موفقی داشته است، تغییر قابل توجهش موجب شده بعضی از دوستان گیاهخوار خود را که نمی توانند شیوه جدید زندگی او را درک کنند، از دست بدهد.

یکی دیگر از داستانهای عاشقانه بین یک گیاهخوار و یک گله دار روند دیگری را طی کرده است. تامی سونن هفت سال پیش با رِنه کینگ ازدواج کرد. تامی مزرعه پرورش گاو داشت و همسر جدیدش کاری را کرد که او در مورد انجامش به وی هشدار داده و او را منع کرده بود. او عاشق گاوها شد.

رنه شروع به صرف بخش اعظم وقت خود با گاوها نموده و مانند حیوانات خانگی با آنها رفتار می کرد. او در مزرعه کنار آنها می نشست و برایشان آواز می خواند. او حتی روی آنها اسم گذاشته بود. تامی به او هشدار می داد که بیش از حد به آنها نزدیک نشود زیرا سلاخی آنها برایش بسیار دشوار خواهد شد. رنه نمی توانست جلوی خودش را بگیرد. دلبستگی او به این حیوانات بیشتر شد و تصمیم گرفت که گیاهخوار شود.

خیلی زود ازدواج آنها رو به وخامت گذاشت. رنه متوجه شد که دیگر نمی تواند در مزرعه پرورش گاو زندگی کند. کسی باید کاری می کرد و این بار نوبت تامی بود.

تامی به رنه گفت که کار در مزرعه پرورش گاو را کنار می گذارد. او به جای طلاق آماده بود که کار کارش را رها کند و همه ی گاوهایش را بفروشد. اما فروش آنها به معنای آن بود که صاحب جدیدشان آنها را می کشت. رنه این را هم نمی توانست تحمل کند بنابراین تصمیم گرفت آنها را بخرد. رنه به طور ناشناس و پنهان از تامی وبلاگ محبوبی به نام مجله گیاهخواری همسردامدار را طراحی کرد. هواداران وب سایت رنه پول مورد نیاز او برای خرید گاوها را جمع آوری کردند. تامی اکنون گیاهخوار است. او به خاطر عشقش زندگی دامداری اش را رها کرد. حالا او با رنه در پناهگاه حیواناتی کار می کند که حیوانات اهلی را از کشته شدن نجات می دهد. 

متن انگلیسی درس

مشارکت‌کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.

📍 شما در حال مشاهده درس 1 در فصل 18 از دوره زیر هستید:

داستان های کوتاه

92 فصل | 184 درس

1. عشق به دامداران 👁

درس بعدی :  تمرین مکالمه 2. تمرین مکالمه