يافتم! يافتم!

توضیح مختصر: همه‌ی ما احتمالاً با جمله‌ی معروف "یافتم! یافتم!" ارشمیدس، دانشمند یونانی آشنایی داریم. ارشمیدس به‌طور ناگهانی راه‌حل مسئله‌ای دشوار را به دست آورده بود و از فرط خوشحالی این جملات را به زبان میراند.

زمان مطالعه: 5 دقیقه

سطح: سخت

فایل صوتی

ترجمه‌ی درس

 لحظات اکتشاف ناگهانی چطور برای ما اتفاق میفتد؟

یافتم! یافتم!

بعضی وقت‌ها، بهترین ایده‌ها و تفکراتمان، وقتی به ذهنمان خطور میکند که کمترین انتظارش را داریم. برای ریاضیدان معروف یونانی، ارشمیدس، این مورد وقتی برای نظافت به حمامی عمومی رفته بود، اتفاق افتاد. شاه سیراکوز وی را مسئول یافتن راهی برای تشخیص حقه‌بازی، در ساخت‌وساز تاج‌های طلای حکومتی قرار داده بود. پادشاه به زرگر خود مشکوک بود که مقداری از طلای تعیین‌شده را استفاده نمیکند و بجای آن از نقره در ساخت تاج طلا استفاده میکند. وقتی ارشمیدس در حال استراحت کردن در وان حمام بود، مشاهده کرد که هرچه بیشتر در آب فرو میرود، سطح آب بیشتر بالا میآید. یک‌دفعه متوجه شد که حجم و خلوص تاج، میتواند با استفاده از جابجایی آب موردبررسی قرار بگیرد. نقره وزن کمتری نسبت به طلا دارد. بنابراین اگر تاج از طلای خالص درست نشده باشد؛ و مخلوطی از نقره و طلا باشد، هنگام قرار دادن آن در یک ظرف آب، آب بیشتری را جابه‌جا میکند. وی در آن لحظه، از فرط خوشحالی، از وان حمام بیرون پرید و لخت و عریان به سمت خانه‌اش شتافت، درحالیکه فریاد میزد “Eureka! Eureka!” یعنی یافتم! یافتم!. از آن روز به بعد یافتن بینشی ناگهانی نسبت به یک مسئله‌ی دشوار را Eureka moment مینامند.

تاریخ علم و فناوری، بسیار پر از همچون لحظاتی از اکتشاف‌های ناگهانی است. اسحاق نیوتون، زیر سایه‌ی درختی نشسته بود، که سیبی از آن درخت افتاد و به سر وی اصابت نمود. در آن لحظه، تئوری جاذبه به ذهن نیوتون خطور کرد. آلبرت انیشتین، پس از ماه‌ها تلاش برای حل مسائل بسیار سخت ریاضی، اجازه داد که ذهنش استراحتی بکند و آزادانه چیزهای مختلف را تصور کند. وی در تخیلش یک قطار را مشاهده کرد که همزمان توسط دو رعدوبرق مورد اصابت قرار گرفت؛ یکی در جلوی قطار و یکی در عقب آن. وی سپس با خود فکر کرد که آیا فردی که داخل قطار نشسته است و فردی که بیرون قطار قرار دارد، وقوع این دو رعدوبرق را همزمان تشخیص میدهند؟ در آن لحظه، نظریه نسبیت انیشتین متولد شد.

باوجوداینکه شاید هیچ‌گاه برای ما اکتشاف‌های بزرگی مثل نیوتون و انیشتین رخ ندهد، اما لحظات اکتشاف ناگهانی نیز همیشه برای ما اتفاق میفتد. آیا آخرین باری که یک‌دفعه نکته‌ی انحرافی یک جوک و لطیفه را گرفته‌اید، یادتان نمیآید؟ آیا تابه‌حال یک‌دفعه اسم یک نفر را که نوک زبانتان بوده است را به یاد نیاورده‌اید؟ این‌ها نیز، لحظاتی از اکتشاف ناگهانی هستند.

مطالعات انجام‌شده توسط دانشمندان علوم اعصاب نشان میدهد که بینش ناگهانی در این لحظه‌ی خاص، در حقیقت محصول روندی طولانی و خلاقانه است. ما در ابتدا از ذهن تحلیلی خود استفاده میکنیم و برای رسیدن به راه‌حل یک مسئله، آن را مرتب بالا و پایین میکنیم و به نتیجه‌ای نمیرسیم. اما وقتیکه بالاخره به ذهن خود استراحتی میدهیم و از فکر کردن منصرف میشویم، و توجه بیشتری به درون میکنیم، این بینش یک‌دفعه ظاهر میشود. بنابراین دفعه‌ی بعدی که با مسئله‌ای سخت دست‌وپنجه نرم میکنی، شاید بهتر باشد که صبور باشی. کاری آرامش‌بخش انجام بده و اجازه بده که راه‌حل به سمت تو بیاید. یا این، یا برو و زیر درخت سیبی بنشین. درخت آناناس توصیه نمیشود!

متن انگلیسی درس

مشارکت‌کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.

📍 شما در حال مشاهده درس 1 در فصل 71 از دوره زیر هستید:

داستان های کوتاه

92 فصل | 184 درس

1. يافتم! يافتم! 👁

درس بعدی :  تمرین مکالمه 2. تمرین مکالمه