انسانی شریف یا یک دزد دریایی

توضیح مختصر: فلیکس ون لاکنر یکی از افسران نیروی دریایی آلمان در جنگ جهانی دوم بود که به شیوه دزدان دریایی از فریب و پنهانکاری برای اسیر کردن سربازان دشمن در کشتی‌های تجاری، و غرق کردن کشتی‌هایشان استفاده می‌کرد.

زمان مطالعه: 5 دقیقه

سطح: خیلی سخت

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

ترجمه‌ی درس

فلیکس ون لاکنر، افسر نیروی دریایی آلمان

انسانی شریف یا یک دزد دریایی

فلیکس ون لاکنر بسته به فردی که درباره‌اش از او سوال می‌کنید می‌تواند یک نجیب زاده، انسانی شریف، یک دزد دریایی و یا یک قهرمان باشد. او که در یک خانواده نظامی آلمانی به دنیا آمده بود از کودکی علیرغم فشارهای پدرش که می خواست فلیکس نیز مانند خودش به سواره نظام بپیوندد، دوست داشت افسر نیروی دریایی شود.

ون لاکنر در 13 سالگی و پس از مردود شدن در امتحانات مدرسه از خانه گریخت و به یک کشتی تجاری ملحق شد. او به استرالیا سفر کرد و در آنجا دست به هر کاری زد. برخی از کارهای عجیبی که او طی سالها اقدام به انجامشان کرد عبارتند از ماهیگیری، نگهبانی فانوس دریایی، بوکسوری، کارگری در سیرک، گارسون، کارگری در ساخت راه آهن، و محافظت از جان رئیس جمهور مکزیک آقای دیاز.

وی در 20 سالگی به آلمان بازگشت و به رویای خود که تبدیل شدن به افسری در نیروی دریایی بود تحقق بخشید. در سال 1914 جنگ جهانی اول در گرفت و نیروی دریایی آلمان تاب مقاومت در برابر نیروی دریایی قدرتمند انگلستان و متحدانش را نداشت. یکی از روشهایی که آلمان برای جبران این عدم برابری انجام داد، حمله به کشتی‌های تجاری‌ای بود که به دشمنانشان تدارکات می‌رساندند.

ون لاکنر کشتی بادبانی بزرگی را به اسلحه و موتورهای مخفی تجهیز کرد و آن را به عنوان کشتی بادبانی تجاری بی خطری که الوار حمل می‌کرد جا زد. نقشه ی او ساده بود. آنها قرار بود به کشتی های تجاری نزدیک شوند و از آنها ساعت بپرسند، و وقتی کشتی تجاری به حد کافی نزدیک می شد آنها پرچم‌های آلمان را بر می‌افراشتند و سه بار به نشانه هشدار شلیک می‌کردند.

پس از تصرف کشتی تجاری، آن‌ها تمامی کارکنان را اسیر و کشتی را غرق می‌کردند. اینجا بود که ون لاکنر شهرتش به عنوان دزد دریاییِ با شرافت را به دست آورد. او قایق خود را با 400 تختخواب برای اسیران خود و اتاق های بزرگی برای کاپیتان و افسران اسیر مجهز کرده بود . او حتی اتاق‌های ناهار خوری ویژه‌ای را به مجلات و کتاب‌هایی به زبان انگلیسی و فرانسه، و گرامافونی با جدیدترین آهنگ‌ها مجهز کرده بود.

او پس از جنگ نوشت «جنگ باشد یا نباشد، من هنوز هم تمامی ملوانان را رفیق خود می‌دانم و درباره نحوه برخورد با زندانی‌ها هم نظرات خاص خودم را داشتم… می‌خواستم احساس کنند که مهمان من هستند.»

ون لاکنر بارها و بارها از همین حقه برای غرق کردن کشتی‌های فرانسوی، انگلیسی و آمریکایی استفاده کرد در حالیکه مهمان نوازی بی نظیری با اسیرانش می‌کرد. یکبار زمانی که 262 نفر را اسیر کرده بود و آذوقه کم بود، به آنها یک کشتی داد و آزادشان کرد. او پیش از انجام این کار به هر کدام از زندانیانش در ازای مدت زمانی که در کشتی او زندانی بودند دستمزد متداولی که هر کدام دریافت می‌کردند پرداخت نمود.

ون لاکنر در مدت 225 روز، 16 کشتی را غرق کرد که فقط یک سانحه ناخواسته روی داد. روزهایی که او دزد دریایی باشرافتی بود زمانی به پایان رسید که موجی حاصل از جزر و مد کشتی‌اش را نابود کرد و سرانجام دستگیر شد.

متن انگلیسی درس

مشارکت‌کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.

📍 شما در حال مشاهده درس 1 در فصل 53 از دوره زیر هستید:

داستان های کوتاه

92 فصل | 184 درس

1. انسانی شریف یا یک دزد دریایی 👁

درس بعدی :  تمرین مکالمه 2. تمرین مکالمه