لري و صندلي پرنده

توضیح مختصر: خیلی از ما در کودکی آرزو داشتیم که خلبان شویم. البته این آرزو تنها یک آرزوی بچه‌گانه بود اما اگر واقعاً می‌خواستید خلبان شوید اما به خاطر بینایی ضعیفتان از این کار محروم می‌شدید، چه‌کار می‌کردید؟

زمان مطالعه: 4 دقیقه

سطح: خیلی سخت

فایل صوتی

ترجمه‌ی درس

 لری والترز از طریق یک صندلی پرنده (وصل شده به چندین بالن) به رؤیای پروازش تحقق ببخشید.

لری و صندلی پرنده

لری والترز از بچگی آرزو داشت که خلبان نیروی هوایی ارتش آمریکا بشود. وی باوجوداینکه به دلیل بینایی ضعیف، هیچ‌وقت به هدفش نرسید؛ اما هیچ‌وقت هم از رؤیای پروازش منصرف نشد. وقتی 13 سالش بود، تعدادی بالن مختص کارهای آب و هوایی که در یک فروشگاه نظامی به‌صورت معلق آویزان بود، به وی ایده‌ی عجیبی داد: “چه میشود اگر بتوانم با بالن پرواز کنم؟”. بیست سال بعد بالاخره تصمیم گرفت که ایده‌اش را عملی کند.

لری، در ماه جولای سال 1982 ، 45 بالن آب و هوایی هشت فوتی، و تعدادی مخزن هلیوم خرید. سپس در حیات پشتی خانه‌اش در لس‌آنجلس، بالن‌ها را به یک صندلی چمنی آلومینیومی، که مجهز به چند مخزن آب به‌عنوان وزنه‌ی تعادل بود، گره زد؛ بالن‌ها را با گاز هلیم پر کرد؛ چتر نجاتی پوشید؛ و خودش را به داخل صندلی بست. وی همچنین تفنگی ساچمه‌ای، رادیوی بیسیم و چند ساندویچ به همراه خود آورده بود. ایده‌ای که در سر میپروراند این بود که ابتدا تا ارتفاع سیصد پایی بالا برود، سپس به‌سوی شرق و کوه‌های سنگی تغییر مسیر بدهد و درنهایت با استفاده از تفنگ ساچمه‌ای، بالن‌ها را بترکاند که فرود خودش را کنترل کند.

اما به‌محض اینکه لری، شناور هوایی موقت خود - که نامش را امید 1 گذاشته بود- را رها کرد، خیلی سریع‌تر ازآنچه انتظار داشت، صعود کرد. وی به‌سرعت تا ارتفاع 15 هزار پایی بالا رفت و به سمت حریم هوایی اصلی فرودگاه ساحلی کشانده شد. لری از این ترسیده بود که اگر با تیر به بالن‌ها بزند، تعادلش را از دست بدهد و از روی صندلی بیفتد. در اینجا بود که وی تصمیم گرفت، با استفاده از رادیوی بیسیمش، تماسی اضطراری با مسئولین برقرار کند. لری خیلی سعی کرد که خونسردی خود را حفظ کند و میدانست که یا به‌سوی مرگ سقوط میکند، یا توسط یک هواپیمای تجاری مورد اصابت قرار میگیرد و کشته میشود، و یا در هنگام فرود دستگیر میشود.

لری، بعد از حدود 45 دقیقه که در آسمان معلق بود، عزم خودش را جزم کرد که تعدادی از بالن‌ها را با تیر بزند، تا اینکه به‌طور تصادفی تفنگش، از دستش افتاد. لری به‌آرامی فرود میآمد تا اینکه بالاخره طناب‌های بالون‌ها به سیم‌های برق، گیر کرد. این اتفاق باعث شد که برق یک منطقه در شهر “لانگ بیچ” برای مدتی بپرد. درنهایت وی که به خاطر این کار، توسط پلیس دستگیر شد و 4000 دلار جریمه شد.

لری پس‌ازاین ماجرا میگفت که: “این کار چیزی بود که من به مدت بیست سال رؤیای آن را در ذهنم داشتم. و اگر این کار را نمیکردم، درنهایت کارم به تیمارستان میکشید.”

شاهکار بسیار خطرناک لری، به اخباری ملی تبدیل شد و چیزی نگذشت که دیگران نیز سعی کردند که از وی تقلید نمایند. این کار وی درنهایت منجر به ایجاد ورزش بسیار سخت بالن‌سواری خوشه‌ای شد که در آن خیلیها جان خود را از دست دادند یا به‌صورت شناور از صحنه دور شدند و دیگر هیچ‌گاه دیده نشدند. لری حتی فکرش را نمیکرد که تحقق رؤیای دوران کودکیاش، ممکن است برای خیلیهایی که همین اهداف بزرگ را در سر میپروراندند، الهام‌بخش باشد.

متن انگلیسی درس

مشارکت‌کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.

📍 شما در حال مشاهده درس 1 در فصل 70 از دوره زیر هستید:

داستان های کوتاه

92 فصل | 184 درس

1. لري و صندلي پرنده 👁

درس بعدی :  تمرین مکالمه 2. تمرین مکالمه