ژاندارک، دوشیزه ی اورلئان

توضیح مختصر: هنوز در خیلی از فرهنگ‌ها به خانم‌ها به‌عنوان موجوداتی ضعیف نگاه می‌شود. اما خانم‌هایی نیز بودند و هستند که واقعاً قدرت خود را به رخ مردان کشیده‌اند. یکی از این خانم‌های بسیار شجاع، ژاندارک، دوشیزه‌ی اورلئان بود

زمان مطالعه: 4 دقیقه

سطح: سخت

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

ترجمه‌ی درس

ژاندارک، دوشیزه ی اورلئان در لباس رزم

ژاندارک: دوشیزه‌ی اورلئان

یک دختر روستایی فرانسوی به نام ژاندارک، در سن سیزده‌سالگی، صداهایی می‌شنید و چیزهایی می‌دید. آن صداها به وی می‌گفتند که برای نجات فرانسه، به مأموریتی بسیار مهمی برود. آن زمان قرن چهارده میلادی بود و انگلیس، اکثر کشور فرانسه را تصرف کرده بود و مردم فرانسه مجبور شده بودند که خانه‌های خود را ترک کنند.

صداهایی که در ذهن ژاندارک بود، به نظر می‌رسید که الهی باشد. ژاندارک متقاعد شده بود که خدا دارد به وی می‌گوید که کشور موردعلاقه‌اش را حفظ کند. صداها به وی مأموریت مشخصی داده بودند: کشور فرانسه را از لوس وجود متخاصمان پاک‌کن و چارلز، پسر ارشد پادشاه قبلی را به پادشاهی برسان.

به‌عنوان بخشی از مأموریت ژاندارک، وی سوگند یادکرد که پرهیزکار بماند. وقتی‌که پدرش می‌خواست برای وی در سن شانزده‌سالگی، مراسم ازدواجی ترتیب دهد، وی دادگاه محلی را متقاعد کرد که داماد برای وی مناسب نیست. در آن زمان، غیب‌گویی محبوب، پیش‌بینی کرده بود که یک دوشیزه، فرانسه را نجات می‌دهد. ژاندارک ادعا کرد که وی همان دوشیزه است، اما در آن زمان عده‌ی اندکی وی را باور کردند. بااین‌وجود، او مصمم بود که خودش به‌شخصه با شاهزاده چارلز صحبت کند، و شاهزاده را برای انجام مأموریتی که به وی محول شده بود، متقاعد سازد.

ژاندارک که حتی نمی‌توانست بخواند و بنویسد، به شاهزاده چارلز قول داد که اگر به وی ارتشی بدهد، پادشاه فرانسه می‌شود. شاهزاده چارلز، برخلاف نظر مشاورانش، به وی ارتشی از مردان خود داد.

در ماه مارس سال ۱۴۲۹، ژاندارک درحالی‌که زره سفیدی پوشیده بود و سوار بر اسب سفیدی بود، به‌سوی نبرد تاخت. با رهبری ژاندارک، دشمن به طرز معجزه‌آسایی عقب‌نشینی کرد. به‌زودی تمام مردم فرانسه از ژاندارک و مأموریت الهی وی خبردار شدند. کمی بعد، شاهزاده چارلز همان‌طور که ژاندارک قول داده بود به پادشاهی رسید.

متأسفانه، ژاندارک در دید بعضی‌ها خیلی قدرتمند شده بود. شاهزاده چارلز فکر می‌کرد که چون مردم فرانسه ژاندارک را مثل یک قدیسه می‌بینند، وی تهدیدی برای قدرت خودش بود. در بهار سال ۱۴۳۰ میلادی، پادشاه باری دیگر به ژاندارک دستور داد که ارتشی را رهبری کند. اما وی این بار قدم در راه مأموریت الهی خود نمی‌گذاشت. بلکه تنها اوامر پادشاه را اجرا می‌کرد. اما این بار، سرنوشت برای وی وارونه رقم خورد و وی توسط دشمن دستگیر شد و مورد اسارت قرار گرفت. وی به بیش از هفتاد اتهام جنایی ازجمله جادوگری متهم شد.

در حین محاکمه، ژاندارک از صحبت کردن خودداری می‌کرد که این کار قوز بالای قوز شده بود. هیئت‌منصفه به خشم آمدند و وی را به اعدام محکوم کردند و ادعا کردند که ژاندارک به‌جای ارتباط با خدا، درواقع جادوگری سیاه است.

چند روز بعد وی را به میدان وسط شهر بردند و پای چوبه‌ی دار سوزاندند.

 نقاشی صحنه ی اعدام ژاندارک

بااین‌وجود، حتی در هنگام مردن هم ژاندارک قوی بود. خیلی از فرانسوی‌ها معتقد بودند که مأموریت وی، واقعاً الهی بود و از اینکه انگلیسی‌ها وی را زنده‌زنده سوزاندند، خشمگین بودند. این موضوع، قیام فرانسه علیه انگلیسی‌ها را شعله‌ور کرد.

در سال ۱۹۲۰، پاپ به ژاندارک لقب قدیس اعطا کرد.

متن انگلیسی درس

مشارکت‌کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.

📍 شما در حال مشاهده درس 1 در فصل 80 از دوره زیر هستید:

داستان های کوتاه

92 فصل | 184 درس

1. ژاندارک، دوشیزه ی اورلئان 👁

درس بعدی :  تمرین مکالمه 2. تمرین مکالمه