آتش بس کريسمس

توضیح مختصر: حتی در خلال جنگ هم می‌توان روحیه‌ی صلح‌طلبی انسان‌ها را مشاهده کرد. در کریسمس سال ۱۹۱۴، در خلال جنگ جهانی اول، سربازهای دو طرف جنگ، تفنگ‌های خود را کنار می‌گذارند، سنگرهای خود را ترک می‌کنند، به سربازهای دشمن نزدیک می‌شوند، به یکدیگر دست می‌دهند، و کریسمس را تبریک میگویند.

زمان مطالعه: 4 دقیقه

سطح: سخت

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

ترجمه‌ی درس

در مقطعی از جنگ جهانی اول، سربازها به طور خودجوش تفنگها را کنار گذاشتند و کریسمس را به طرف مقابل تبریک گفتند.

آتش‌بس کریسمس

در طول جنگ جهانی اول، تعدادی بسیار زیادی از سربازان انگلیسی، فرانسوی و آلمانی، در سنگرهایی که هزاران مایل دورتادور مرز کشورها ساخته‌شده بود، زندگی کردند، جنگیدند و مردند. این سنگرها محل‌هایی تاریک و ترسناک بودند که به‌طور میانگین 7 فوت عمق، و 6 فوت پهنا داشتند. در طرف جبهه‌ی متحدان، این سنگرها معمولاً پر از گل‌ولای، موش و مریضی بود. سربازها در این سنگرها برای مدت زیادی زندگی میکردند و تلاش داشتند که خیس نشوند، عاقل بمانند، و تیری به آن‌ها نخورد. سنگرهای دشمن بعضی وقت‌ها تنها 30 متر آن‌طرف‌تر بود و بالا بردن سر از سنگر به‌راحتی میتوانست سرباز را به کشتن بدهد.

بعد از ? ماه جنگ دهشتناک، یک‌دفعه صلح میان سنگرها برقرار شد. آن شب، شب کریسمس سال 1914 بود. سربازی به نام آلبرت مورن آن شب را این‌گونه تعریف میکند: شبی مهتابی بود، برف همه‌جا را پوشانده بود و همه‌جا به رنگ سفید در آمده بود. آلمانیها از داخل سنگرهایشان شعر شب آرام را خواندند. وقتی شعر تمام شد، دشمنانشان در سنگر روبرو، آن‌ها را تشویق کردند. سپس سربازان متحدان نیز با نسخه‌ی انگلیسی این شعر به آن‌ها پاسخ دادند.

هیچ تیری در آن شب آتش نشد. در صبح روز بعد، سربازها در فکر بودند که آیا صلح ادامه مییابد یا خیر؟ در مکانی درون سنگرها، یک سرباز آلمانی تابلویی را در دست گرفته بود که روی آن نوشته‌شده بود: “you no shoot, we no shoot”. به‌آرامی، سرهایی بالای سنگرها ظاهر شد و تبریک کریسمس از هر دو طرف به زبان انگلیسی ردوبدل شد. سربازان، با نگرانی زیادی از درون سنگرهای محافظشان بیرون آمدند. درحالیکه تفنگ‌ها و وسایل حفاظتی خود را جا گذاشته بودند، دو طرف به هم نزدیک شدند و با قلب‌هایی مملو از احساس ترس و امید، به یکدیگر دست دادند. بعضی از سربازها، هدیه‌های کوچکی مثل تنباکو و دکمه به هم میدادند. دیگران نیز در زمین جنگ، باهم فوتبال بازی کردند. یکجا، گوسفندی توسط انگلیسیها برشته شد و با آلمان‌ها به اشتراک گذاشته شد. آلمانیها هم متقابلاً یک بشکه باواریا به انگلیسیها دادند. جایی دیگر، یک شعبده‌باز آلمانی، شعبده‌بازی کرد. در جای دیگری نیز، یک سرباز انگلیسی موی سرش را توسط یک سرباز آلمانی کوتاه کرد.

همه‌ی سربازها در آن روز در صلح نبودند. اما 100000 سرباز در این صلح مشارکت داشتند. در محل‌هایی در طول سنگرها، صلح تنها در بخشی از آن روز ادامه یافت. در مکان‌های دیگر این صلح تا روز سال نو، ادامه پیدا کرد. برای لحظه‌ی بسیار کوتاهی از این جنگ وحشتناک، سربازها جنون جنگ را کنار گذاشتند و دورهم در جشن و صلح جمع شدند.

متن انگلیسی درس

مشارکت‌کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.

📍 شما در حال مشاهده درس 1 در فصل 69 از دوره زیر هستید:

داستان های کوتاه

92 فصل | 184 درس

1. آتش بس کريسمس 👁

درس بعدی :  تمرین مکالمه 2. تمرین مکالمه