انتهای اتوبوس – داستانی از تبعیض نژادی در آمریکا

توضیح مختصر: سیاه‌پوستان آمریکا، تا اواسط قرن هجدهم، به‌صورت برده زندگی می‌کردند. حتی پس‌ازاینکه در سال ۱۸۶۵، برده‌داری در آمریکا ممنوع شد، تا اواسط قرن نوزدهم با سیاه‌پوست‌ها به‌عنوان شهروند درجه‌ی دوم برخورد می‌شد. اینجا بود که کم‌کم صبر سیاه‌پوست‌ها لبریز شد و جنبش‌های حقوق مدنی ایشان آغاز شد.

زمان مطالعه: 4 دقیقه

سطح: سخت

فایل صوتی

ترجمه‌ی درس

انتهای اتوبوس - داستانی از تبعیض نژادی در آمریکا

انتهای اتوبوس

تصور کن که تنها به خاطر رنگ پوستت، بایستی در انتهای اتوبوس بنشینی! کمتر از 100 سال پیش در آمریکا، کاملاً مرسوم بود که آمریکاییهای آفریقاییتبار از فرصت‌های شغلی، مغازه‌ها و رستوران‌هایی که مختص سفیدپوست‌ها بود، محروم شوند. آن‌ها همچنین از خیلی از سرویس‌های عمومی محروم بودند و مجبور بودند که از توالت‌های بیکیفیت، و بیمارستان‌ها و مدارس سطح پایین‌تری استفاده کنند. نشستن در انتهای اتوبوس‌های عمومی تنها یکی از قوانین تبعیض‌آمیزی بود که در آن سال‌ها، آمریکاییهای آفریقاییتبار با آن مواجه بودند.

در سال 1865، در آمریکا، برده‌داری غیرقانونی شد. اما زندگی سیاه‌پوستان آن‌چنان که بایدوشاید، بهتر نشد. آن‌ها معمولاً متهم به انجام جنایاتی میشدند که آن را مرتکب نشده بودند. آن‌ها، در اوایل قرن 19، بدون هیچ دلیلی به زندان میفتادند و حتی کشته میشدند. تا سال 1950، با سیاه‌پوستان هنوز مثل شهروند درجه‌ی دوم برخورد میشد اما اینجا بود که دیگر صبرشان لبریز شد.

روزا پارکس، یک زن مشهور آمریکایی آفریقاییتبار است که به مادر جنبش حقوق مدنی مشهور گشته است. او، حرکت مقاومت مسالمت‌آمیز خود را با امتناع از ترک کردن صندلی اتوبوس خود، برای مردی سفیدپوست، شروع کرد. و هنوز به خاطر این حرکت شجاعانه‌اش مورد تحسین قرار گرفته است.

اما چیزی که اغلب مردم نمیدانند این است که روزا پارکس، اولین زن سیاه‌پوستی نبود که این کار را انجام داد. نه ماه قبل از روزا، یک دختر 15 ساله سیاه‌پوست دیگر، به اسم کلودت کالوین دقیقاً همین کار را انجام داده بود.

در سال 1955، از کلودت خواسته شده بود که صندلی اتوبوس خود را ترک کند، تا یک سفیدپوست روی آن بنشیند. کلودت از این کار امتناع ورزید. پلیس باخبر شد و به سمت اتوبوس آمد، اما این دختر شجاع، بسیار مصمم و استوار سر جایش نشسته بود.

درنهایت پلیس مجبور شد که به داخل اتوبوس هجوم ببرد و دودست وی را با خشونت بگیرد و وی را از جای خود بلند کند. کتاب‌های او روی راهروی اتوبوس پرت شدند. نیروهای پلیس به‌شدت وی را مورد ضرب و شتم قراردادند و وی را از اتوبوس به‌زور بیرون کردند و به داخل یک ماشین پلیس بردند. درنهایت این دختر به خاطر کارش به زندان افتاد.

اما چرا تاریخ کلودت کالوین را به یاد نمیآورد؟ علیالقاعده، ایشان نیز بایستی به‌اندازه‌ی روزا پارک مشهور باشد، اما این‌چنین نیست. این موضوع به خاطر این بود که رهبران جنبش مدنی فکر میکردند که روزا چهره و وجهه‌ی بهتری برای این حرکت داشت. روزا مسن‌تر و باوقارتر از کلودت بود. اما خیلیها میگویند که پوست روشن‌تر لوزا، وی را برای رهبری این حرکت جذاب‌تر ساخته بود. پوست کلودت تیره‌تر بود و مردم فکر میکردند که این موضوع وی را ضعیف‌تر و غیرقابل‌اعتماد جلوه میداد.

دانستن این موضوع که حتی رنگ پوست، نقش بسیار مهمی را در تعیین چهره‌ی ماندگار جنبش حقوق مدنی ایفا کرده، بسیار ناراحت‌کننده است. جنبشی که وظیفه‌اش پایان دادن به نژادپرستی بوده است.

متن انگلیسی درس

مشارکت‌کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.

📍 شما در حال مشاهده درس 1 در فصل 65 از دوره زیر هستید:

داستان های کوتاه

92 فصل | 184 درس

1. انتهای اتوبوس – داستانی از تبعیض نژادی در آمریکا 👁

درس بعدی :  تمرین مکالمه 2. تمرین مکالمه