درسنامه واژگان

دوره: دروس پایه‌ی انگلیسی بدون تلاش / فصل: سفر جهانی ما / درس 2

درسنامه واژگان

توضیح مختصر

در این درس آقای ای جی هوگ لغات مهم استفاده‌شده در درسنامه‌ی اصلی را برای شما به‌طور مفصل توضیح می‌دهد.

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح خیلی سخت

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

ترجمه‌ی درس

اعضای انگلیسی بدون تلاش، به بخش توضیحات واژگان مقاله‌ی سفر جهانی ما خوش آمدید. بیایید با واژگان شروع کنیم.

نزدیک به شروع، کلمه‌ی tenuous را می‌شنوید. در واقع، در این‌جا چند جمله وجود دارد که چندین واژه دارند. من می‌گویم که شغلِ همیشه ناپایدار، روابط انسانی شکننده، غیرقابل پیش‌بینی و گاهی پرتلاطم.

خب، tenuous، اول از همه، به‌معنی چیز غیرقطعی است، چیزی که به‌راحتی می‌تواند تغییر کند، که می‌توانید آن را خیلی راحت از دست بدهید. پس، اگر بگویم کار من خیلی ناپایدار است، یعنی من امنیت زیادی ندارم. ممکن است کارم را از دست بدهم. می‌توانم خیلی زود آن را از دست بدهم.

Tumultuous ایده‌ی… پر از تعارض، پر از احساسات و تغییر همیشگی را دارد. گاهی‌اوقات، ممکن است ما اقیانوس را tumultuous توصیف کنیم، یک اقیانوس پرتلاطم به‌معنای وجود امواج بزرگ است، توفان وجود دارد. ما رابطه‌ای را tumultuous توصیف می‌کنیم. یعنی افراد همیشه در حال دعوا و مشاجره هستند و همیشه در حال تغییر است، پس آشفته است.

خیلی خب، حالا واژه‌ی fatigue را در جمله‌ی بعدی می‌بینید. می‌گویم بدن من در معرض خستگیِ بیماری و پیری است. fatigue در واقع به‌معنای خستگی است. به‌معنای خستگی طولانی‌مدت است.

پس فقط این‌طور نیست که، می‌دانید، کارهای سختی انجام دهید و بعد خسته شوید. در واقع در طول بیش از چند روز یا شاید ماه‌ها یا حتی سال‌هاست. اگر همیشه خسته هستید، می‌گوییم fatigue دارید، یا شکل صفت آن، می‌گویید fatigued شده‌اید و در انتهای آن ed می‌گذارید.

خیلی خب، عبارت بعدی، I have a handle on it. در آن جمله می‌گویم: هر چقدر فکر کنیم که از پس آن برمی‌آییم، واقعیت این است که هرگز واقعاً نمی‌دانیم چه اتفاقی در زندگی می‌افتد.

خب، پس اگر فکر کنیم از پس آن برمی‌آییم… have a handle on something به‌معنای کنترل آن چیز است، کنترل آن را به‌دست داریم. پس اگر از پس زندگی برمی‌آیید، به‌این معنی است که بر زندگیتان کنترل دارید. اصولاً در آن موفق هستید. اگر از پس آن برنمی‌آیید، به‌این معنی است که آن را نمی‌فهمید، نمی‌توانید آن را کنترل کنید یا موفق نیستید، و این‌جور چیزها.

خیلی خب، در این… دو بار در این مقاله واژه‌ی impermanent را می‌بینید. و impermanent مخالف permanent است. permanent یعنی چیزی هرگز تغییر نمی‌کند. همیشه درست است، همیشه وجود دارد. اگر در مورد رابطه‌ای دائمی صحبت می‌کنید، یعنی همیشه با هم هستید.

impermanent یعنی کاملاً برعکس. یعنی چیزی دائماً تغییر می‌کند. هرگز مثل هم نیست. پس زندگی… این نوعی ایده‌ی بودایی است، زندگی ناپایدار اجرا می‌شود، یعنی چیزها همیشه تغییر می‌کنند، هیچ چیز ثابت نمی‌ماند.

خیلی خب، در جمله‌ی بعدی، از فعل persist استفاده می‌کنم. ما در تلاش برای کنترل زندگی پافشاری می‌کنیم. to persist یعنی همچنان تلاش کردن. یعنی مدام تلاش کردن برای انجام کاری. یعنی رها نمی‌کنید، تسلیم نمی‌شوید. در واقع معمولاً واژه‌ی کاملاً مثبتی است. شکل فعل آن to persist است.

پس ما در تلاش برای کنترل زندگی پافشاری می‌کنیم. یعنی ما مدام سعی در کنترل زندگی داریم. ما دوباره و دوباره تلاش می‌کنیم. هرگز تلاش برای کنترل زندگی را متوقف نمی‌کنیم.

و در همان قسمت از آن جمله، فعل manipulate را می‌بینید. می‌گویم تصور می‌کنیم که می‌توانیم وقایع آینده را پیش‌بینی و دستکاری کنیم. to manipulate، معمولاً واژه‌ای منفی است. manipulate یعنی تلاش برای کنترل یا تأثیرگذاری بر چیزی.

می‌توانید مثلاً شخصی را گول بزنید. سعی می‌کنید آن‌ها را وادار کنید آن‌چه را که می‌خواهید انجام دهند. در چنین شرایطی، manipulate معمولاً کمی معنای منفی دارد. به‌این معنی است که ممکن است دروغ بگویید یا کاری را انجام دهید که کاملاً خوب یا صادقانه نیست که کسی را تغییر دهید، باعث شوید که کاری را انجام دهد.

پس وقتی می‌گوییم، او من را گول زد. معمولاً ایده‌ی منفی‌ای دارد که یعنی او به شما دروغ گفته‌است تا شما کاری را انجام دهید.

خب، اما این مورد بیشتر بی‌طرف است، چون ما در مورد شخصی صحبت نمی‌کنیم. ما در مورد دستکاری وقایع در آینده و دستکاری زندگی خودمان صحبت می‌کنیم، و این ایده‌ی خنثی‌ای است. اما اگر از آن برای دستکاری شخص دیگری استفاده کنی ، شخص دیگری را کنترل کنید، منفی است.

خب، catastrophic در پاراگراف بعدی می‌آید. من می‌گویم بهترین برنامه‌ریزی‌های ما، یعنی، فقط، این فقط یعنی بهترین برنامه‌های ما همیشه در معرض شکست فاجعه‌بار هستند، همیشه می‌توانند باشند. و بعداً در همان مقاله، چند پاراگراف بعد، شکل اسم آن را می‌بینید، catastrophe.

همان‌طور که آلن واتس نقل می‌کند. می‌گوید که به خودتان اعتماد کنید تا در هنگام وقوع فاجعه واکنش مناسب نشان دهید. catastrophe به‌صورت اسم به‌معنای شکست بزرگ عظیم است. catastrophe یعنی فاجعه، درسته؟ همه چیز اشتباه پیش می‌رود، همه چیز شکست می‌خورد، همه چیز از هم می‌پاشد، همه چیز از بین می‌رود. این فاجعه است.

پس شکل صفت آن catastrophic است. شکست فاجعه‌بار یعنی شکست کامل، شکست فجیع. یعنی همه چیز شکست می‌خورد و از هم می‌پاشد و وحشتناک است. پس من می‌گویم که حتی اگر برنامه‌های عالی‌ای داشته باشیم، همیشه می‌توانند شکست فاجعه‌بار به‌وجود بیاورند، کاملاً شکست بخورید.

خب، در همان نقل قول آلن واتس، او از عبارت failure of nerve استفاده می‌کند. سرخوردگی واقعاً عدم اعتماد به خود است. nerve چند معنی دارد، اما در این مورد، nerve به‌معنای شجاعت است. به‌معنای عدم ترس، بدون ترس است.

پس failure of nerve یعنی ترسیده‌اید. اگر سرخورده هستید، یعنی می‌ترسید و کاری را که باید انجام دهید، انجام نمی‌دهید. پس او می‌گوید اگر می‌ترسید، اگر از انجام کاری که باید انجام دهید می‌ترسید ، مشکل اصلی این است که به خودتان اعتماد ندارید.

این ترس ناشی از عدم اعتماد به خود است و اگر می خواهید قوی و شجاع باشید و زندگی خوبی داشته باشید، باید به خودتان اعتماد کنید و نگران دنیای خارج و مشکلات بیرونی نباشید. اگر به خودتان اعتماد کنید، از پس هر کاری برمی‌آیید.

خیلی خب، فعل obsess را در این مقاله چند بار مشاهده می‌بینیم، to obsess. obsess معمولاً یا با over یا about استفاده می‌شود. برای چیزی وسواس دارید یا در مورد چیزی وسواس می‌ورزید. to obsess یعنی بارها و بارها و بارها و بارها به چیزی فکر کنیم. در واقع، شما فقط به این موضوع یا این مطلب فکر می‌کنید.

پس اگر درباره‌ی اتفاقات بیرونی وسواس دارید، یعنی همیشه به آن‌چه در دنیای خارج اتفاق می‌افتد فکر می‌کنید و این تمام چیزی است که شما درباره‌اش فکر می‌کنید. هرگز به درون خودتان فکر نمی‌کنید. پس وسواس داشتن یعنی فکر کردن در مورد چیزی، غالباً ایده‌ی خیلی زیاد را به‌همراه دارد. شما دوباره و دوباره به همان چیز فکر می‌کنید و، می‌دانید، احتمالاً زیادی به آن فکر می‌کنید.

خیلی خب، در صفحه‌ی بعدی، صفحه‌ی دوم راهنمای یادگیری در بالا، فعل overcome را می‌بینید. شاید بتوانید بر مشکلات خود غلبه کنید. overcome یعنی حل مسئله یا شکست دادن حریف یا کسی که سعی در… دشمن.

اگر آن‌ها را شکست دهید، اگر در برابر آن‌ها پیروز شوید، بر آن‌ها غلبه می‌کنید. اگر یک مشکل بزرگِ بزرگ دارید و سرانجام آن را حل می‌کنید، پس بر مشکل غلبه می‌کنید، یعنی از آن عبور می‌کنید و دیگر شما را آزار نمی‌دهد.

خیلی خب، در پاراگراف بعدی، فعل imply را می‌بینیم، to imply. در جمله می‌گوید: عملاً این نشان می‌دهد که وظیفه‌ی ما جستجوی تجربیات جدید است. خب، imply یعنی پیشنهاد دادن. پس این پیشنهاد می‌دهد… این اطلاعات به ما پیشنهاد می‌دهد، غیرمستقیم به ما می‌گوید، نه مستقیم بلکه غیرمستقیم نه مستقیم، این نشان می‌دهد که ما باید به‌دنبال تجربیات جدید باشیم.

راستی، task ما یعنی وظیفه‌ی ما. task کار یا پروژه است. چیزی که باید انجام دهید. و seek out یعنی یافتن یا جستجوی چیزی.

خیلی خب، در همان جمله، واژه‌ی capacity را می‌بینیم. پس ما باید به‌دنبال تجربیات جدید باشیم و باید ظرفیتمان را با آن‌ها انطباق دهیم.

ظرفیت ما یعنی توانایی ما، توانایی احتمالی ما برای انجام کاری، خب؟ پس این ایده از امکان، آن‌چه شما می‌توانید انجام دهید، پتانسیلتان، توانایی احتمالیتان، و آن‌چه احتمالاً می‌توانید انجام دهید را دارد. این ظرفیت است.

پس اگر ظرفیتتان را سازگار می‌کنید، adapt به‌معنای تغییر با شرایط است، درسته؟ اگر شرایط تغییر کند، می‌توانید برای زنده ماندن تغییر کنید. پس اگر ظرفیت خود را سازگار کنید، یعنی پتانسیل بیشتری دارید، توانایی بیشتری برای سازگاری دارید. وقتی اوضاع تغییر می‌کند، تغییر برای شما هم آسان‌تر است. این ظرفیت شما را افزایش می‌دهد.

خیلی خب، و سپس در پاراگراف بعدی عبارت the common thread را می‌بینیم. این اصطلاح خیلی رایجی در انگلیسی است. من می‌گویم جوزف کمبل رشته‌ی مشترکی را که در سفرهای اسطوره‌ای یافت‌شده در بیشتر فرهنگ‌ها وجود دارد، شناسایی کرد.

افسانه، myths، اسطوره‌ها معمولاً داستان‌های مذهبی هستند. آن‌ها معمولاً معنای عمیق‌تری دارند. پس سفرهای اسطوره‌ای یعنی سفرهای معنوی، سِیرهای معنوی و داستان‌های زیادی در تمام نقاط جهان، در همه‌ی ادیان درباره‌ی این داستان‌های بزرگ قهرمانانه وجود دارد.

داستان قهرمانانی که به سفر می‌روند و در یک سفر بزرگ با هیولاها می‌جنگند و به خانه می‌آیند. این سفرها اسطوره‌ای هستند.

و او گفت رشته‌ی مشترکی که از طریق آن‌ها عبور می‌کند، این عبارت رایجی است، رشته‌ی مشترکی که از بین آن‌ها عبور می‌کند. یعنی ایده‌ی مشترک. یعنی با این‌که همه‌ی آن‌ها… همه‌ی این داستان‌ها متفاوت هستند، ایده‌ی مشترک و مشابهی دارند.

پس ما از این عبارت زیاد استفاده می‌کنیم. رشته‌ی مشترکی که از میان آن عبور می‌کند. یعنی ایده‌ی مشترک، ایده‌ی مشابه.

خیلی خب و بعد من… در پاراگراف آخر واژه‌ی face را می‌بینیم، اما آن را به‌عنوان فعل استفاده می‌کنیم، پس این همان صورت نیست که روی سر شماست. می‌گوید: گاهی همه‌ی ما باید، مثل تغییر چالش‌ها، باید با ضرر روبرو شویم.

پس روبرو شدن با چیزی یعنی رسیدن به آن، مواجه شدن با آن برای مقابله با آن. پس اگر بگویید من باید در کار با این مشکل روبرو شوم، یعنی نمی‌توانید از آن فرار کنید. باید با آن کنار بیایید. باید به آن رسیدگی کنید. باید آن را حل کنید. باید با آن روبرو شوید. نمی توانید از آن فرار کنید. این معنای face در حالت فعل است.

خیلی خب و سرانجام در آخرین جمله، واژه‌ی universal را می‌بینیم. این در عنوان هم هست، این سفر جهانی است. universal صفت است. یعنی چیزی که همیشه‌ی همیشه، برای همه، در هر مکان درست است.

پس ایده‌ی چیزی را دارد که همیشه درست است. فقط برای آمریکایی‌ها صدق نمی‌کند یا فقط همین الان درست نیست، و فقط گاهی اوقات درست نیست. یعنی همیشه درست است، در همه جا درست است، برای هر شخصی صدق می‌کند. پس جهانی است. پس این سفر جهانی است، یعنی این سفر جهانی است، سِیر جهانی است.

یعنی سفری است که همه باید انجام دهند. هر کس در زندگی خود مدتی باید با این مشکلات روبرو شود. هرکسی ضرر را تجربه خواهد کرد. همه مجبور به تغییر ناپایدار خواهند شد. همه به‌تدریج مجبور خواهند شد با مرگشان روبرو شوند. این‌ها جهانی هستند. همه باید با آن‌ها روبرو شوند.

خب، فکر کنم این تمام پادکست واژگان امروز است. وقتی این را تمام کردید، چند بار این را انجام دهید و سپس به داستان کوتاه بروید و چند بار به داستان کوتاه گوش دهید و تمام.

اگر کسی را می‌شناسید که انگلیسی یاد می‌گیرد، لطفاً درباره‌ی انگلیسی بدون تلاش به او بگویید. ما دوست داریم اعضای بیشتری داشته باشیم.

خب، دفعه‌ی بعد شما را می‌بینم. در یادگیری زبان انگلیسی موفق باشید. بای-بای.

متن انگلیسی درس

OK effortless English members welcome to the vocabulary explanation section of the Our Universal Journey article. Let’s get started with the vocabulary.

Near the beginning, you hear the word tenuous. Actually, there’s a couple of sentences here that have several words. I say a job that is always tenuous, human relationships that are fragile, unpredictable and sometimes tumultuous.

Alright tenuous, first of all, means it’s something that’s uncertain, something that could easily change, that you could lose it very easily. So, if I say my job is very tenuous it means oh I don’t have much security. I could easily lose my job. I could lose it very quickly.

Tumultuous has the idea of being very… full of conflict, full of emotion, changing all the time. Sometimes, we might describe the ocean as a tumultuous sea, a tumultuous ocean means there’s big waves, there’s a storm. We describe a relationship as tumultuous. It means that the people are always fighting and arguing and it’s always changing, so it’s tumultuous.

Alright, now you see the word fatigue in the next sentence. I say that my body is subject to disease fatigue and aging. Fatigue means basically tiredness. It means being tired over a long period of time.

So it’s not just, you know, you do some hard work and then you’re tired. It’s actually over several days or maybe months or even years. If you’re always tired we say you have fatigue or, the adjective, you say you are fatigued with an ed on the end there.

Alright, next phrase, I have a handle on it. In the sentence I say: however much we think we have a handle on it, the truth is we really never know what’s to come in life.

OK, so if we think we have a handle on it… to have a handle on something means to be in control of it, to have control over that. So if you have a handle on life, it means you have control over your life. You basically are successful at it. If you don’t have a handle on something, it means you don’t understand it, you can’t control it or you’re not successful, something like that.

Alright, in this… you see a couple times in this article the word impermanent. And impermanent is the opposite of permanent. Permanent means something never changes. It’s always true, it’s always there. If you talk about a permanent relationship, it means you’re always together.

Impermanent means quite the opposite. It means something changes all the time. It’s never the same. So life… this is kind of a definitely a Buddhist idea, impermanent life is implement, it means things always change, nothing stays the same.

Alright, in the next sentence, I use the verb persist. We persist in our attempts to control life. To persist is to keep trying. It means to continue to try to do something. It means you do not quit, you do not give up. Usually, it’s a pretty positive word actually. The verb is to persist.

So we persist in our attempts to control life. Means we keep trying to control life. We keep trying again and again. We never stop trying to control life.

And in the same part of that sentence, I you will see the verb manipulate. I say we imagine that we can predict and manipulate future events. To manipulate, uh, it’s a little more of a negative word usually. Manipulate means to try to control or affect or influence something.

You can manipulate a person for example. You try to get them to do what you want them to do. In that kind of situation, manipulate usually has a little bit of a negative meaning. It means maybe you’re lying or you’re doing something that’s not totally good or honest to change somebody, to make them do something.

So when we say, oh he manipulated me. It usually has a negative idea, that he lied to you so you would do something.

OK, but in this case, it’s more of a neutral, because we’re not talking about a person. We’re talking about manipulating events in the future and manipulating our own lives, and it has a neutral idea. But if you use it to manipulate another person, control another person, it’s negative.

Alright, catastrophic occurs in the next paragraph. I say our best laid plans, means, just, that just means our best plans, are always subject to, can always have, catastrophic failure. And then later on in the same article, a couple paragraphs later, you see the noun, catastrophe.

As the Alan Watts quotes. He says to trust yourself to react appropriately when catastrophe happens. The noun catastrophe means a total huge big failure. Catastrophe means a disaster, right? Everything goes wrong, everything fails, everything falls apart, everything is destroyed. That’s a catastrophe.

So the adjective is catastrophic. Catastrophic failure means a total failure, a disastrous failure. It means everything fails and falls apart and it’s horrible. So I’m saying that even if we have great plans, they can always have a catastrophic failure, totally fail.

Alright, in that same Alan Watts quote, he uses the phrase failure of nerve. Failure of nerve is really failure to trust yourself. Nerve has a few meanings, but in this case, nerve means courage. It means lack of fear, no fear.

So failure of nerve means you’re afraid. If you have a failure of nerve, it means you’re afraid and you don’t do something you should do. So he’s saying that if you’re afraid, if you’re afraid to do what you need to do, the real problem is you don’t trust yourself.

That fear comes from not trusting yourself and if you want to be strong and courageous and have a good life, you need to trust yourself and not worry about the outside world and outside problems.. If you trust yourself, you can handle anything.

Okay, we see the verb obsess in this article a few times, to obsess. Obsess is usually used with either over or about. You obsess over something or you obsess about something. And to obsess means to think about something again and again and again and again. In fact, you only think about this topic or this subject.

So if you obsess over external events, it means you’re always thinking about what’s happening in the outside world and that’s all you think about. You never think about inside yourself.

**So to obsess over means to think about something, it often has the idea of too much. You just keep thinking about the same thing again again again and, you know, probably too much. ** Alright, you see the, in the next page, the second page of the learning guide at the top, the verb overcome. Maybe you can overcome your problems.. To overcome means to solve a problem or to beat an opponent or someone who’s trying to… an enemy.

If you beat them, if you win against them, you overcome them. If you have a big big problem and you finally solve it, then you overcome the problem, means you go past it and no longer is bothering you.

Alright, in the next paragraph, we see the verb imply, to imply. In the sentence, it says practically this implies that our task is to seek out new experiences. Ok, to imply means to suggest. So this suggests… this information suggests to us, it tells us indirectly, not directly but indirectly not directly, it suggests that we should seek out new experiences.

A task, by the way, our task means our job. A task is a job or a project. Something you have to do. And to seek out means to find or look for.

Alright, in that same sentence, we see the word capacity. So we have to seek out new experiences and we have to build our capacity to adapt to them.

Our capacity means our potential, our possible ability to do something, ok? So it has this idea of possibility, what you can do, your potential, your possible ability, what you can possibly do. That’s capacity.

So if you build your capacity to adapt, adapt means change with a situation, right? If the situation changes, then you can change to survive. So if you build your capacity to adapt, it means you have more potential, more ability to adapt. When things change, it’s easier for you to change also. That’s building your capacity.

Alright, and then in the next paragraph, we see the phrase the common thread. This is a very common little idiom in English. I say Joseph Campbell identified the common thread running through the mythological journeys found in most cultures.

Okay a myth, myths, myths are stories usually kind of religious stories, spiritual stories. So they usually have some deeper meaning. So mythological journeys means spiritual trips, spiritual travels and there are a lot of stories in all parts of the world, all religions, about these big heroic stories.

Stories of heroes going on trips, going on a big travel, fighting against monsters and coming home. Those are mythological journeys.

And he said the common thread running through them, that’s a common phrase, common thread running through them. It means the common idea. It means even though they all… all these stories are different, they have a common idea, a similar idea.

So we use that phrase a lot. The common thread running through something. It means the common idea, the similar idea.

Alright and then I… we see the… in the last paragraph, we see the word face, but we’re using it as a verb, so it’s not the face on your head. It says sometimes, we must all face, like changing challenges, we must all face loss.

So to face something means to meet it, to encounter it, to deal with it. So if you say I must face this problem at work, it means you can’t run away from it. You have to deal with it. You have to handle it. You have to solve it somehow. You have to meet it. You can’t escape it. That’s what to face means, using it as a verb.

Alright and finally in the last sentence, we see the word universal. This is also in the title, this is the universal journey. Universal is an adjective. It means something that is true always, all the time, for everyone, in every place.

So it has this idea of something that is true always. It’s not just true for Americans or it’s not just true right now, and it’s not just true sometimes. It means it’s always true, it’s true everywhere, it’s true for every single person. So that’s universal. So this is the universal journey, means this is the universal trip, the universal travel.

It means this is a trip that everyone must take. Everyone in their life at some time must face these problems.. Everyone will experience loss. Everyone will have to face impermanent change. Everyone will have to face their own death eventually. These are universals. Everyone must face them.

Okay, that is it for today’s vocabulary podcast I guess. When you finish this, do it a few times and then move on to the mini-story, listen to the mini-story a couple times and that’s it.

If you know someone who’s learning English please tell them about effortless English. We would love to have more members.

Okay, I will see you next time. Good luck with your English learning. Bye-bye.

مشارکت کنندگان در این صفحه

ویرایشگران این صفحه به ترتیب درصد مشارکت:

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.