داستان کوتاه

توضیح مختصر

در این درس می‌توانید لغات مهم و گرامر درس را با استفاده از یک داستان کوتاه و جذاب یاد بگیرید و به درس مسلط شوید.

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

دانلود فایل صوتی

ترجمه‌ی درس

TPR و اول شنیدن

اعضای انگلیسی بدون تلاش، خوش آمدید. این داستان کوتاه برای مقاله‌ی «TPR و اول شنیدن» است. بیایید شروع کنیم. اول داستان اصلی:

بیل از ارتفاع می‌ترسد. او از جاهای بلند متنفر است. درواقع او به هر قیمتی از آن‌ها دوری می‌کند. بیل برای دوری از ارتفاع رفتارهای عجیب زیادی انجام می‌دهد. مثلاً به طبقه‌ی بالا نمی‌رود. همیشه در طبقه‌ی اول می‌ماند.

پس، بیل از ارتفاع می‌ترسد. او از جاهای بلند متنفر است، به هر قیمتی از آن‌ها دوری می‌کند. یعنی برای دوری از جاهای مرتفع، دوری از ارتفاعات، هر کاری که لازم باشد را انجام می‌دهد.

بیل درگیر رفتارهای عجیب زیادی است. او رفتارهای عجیب زیادی انجام می‌دهد. مثلاً به طبقه‌ی بالا نمی‌رود. همیشه در طبقه‌ی اول می‌ماند.

خب، یک روز، بیل تصمیم می‌گیرد در کلاس افرادی که از ارتفاع متنفر هستند شرکت کند. معلم به کلاس می‌گوید: «اگر چیزی رو که به شما می‌گم انجام بدین، شما رو درمان می‌کنم». بیل پذیرای ایده‌های معلم است، چون از ترسیدن خسته شده‌است.

پس، بیل پذیرای ایده‌های معلم است، یعنی نسبت به ایده‌ها پذیرا است. او می‌خواهد ایده‌های معلم را بشنود. او درباره‌ی ایده‌ها کنجکاو است.

خب، در روز اول کلاس، معلم می‌گوید، «امروز برمی‌گردیم سر خونه‌ی اول. با بالا رفتن از فقط ۲ پله شروع می‌کنیم».

معلم می‌گوید، «امروز برمی‌گردیم سر خونه‌ی اول». یعنی بازگشت به آغاز، بازگشت به ساده‌ترین مرحله، اولین قدم. «با بالا رفتن از فقط ۲ پله شروع می‌کنیم». این خیلی خیلی ساده است، درسته؟

اما روز بعد، آن‌ها ۵ پله بالا می‌روند و روز دیگر ۲۰ پله بالا می‌روند. همان‌طور که بالا می‌روند، معلم فریاد می‌کشد: «تو قوی هستی، تو می‌تونی این کار رو بکنی».

بیل این پیام‌ها را درونی می‌کند، خب؟ بیل می‌گذارد این پیام‌ها «تو قوی هستی، می‌تونی این کار رو انجام بدی»، در ذهن او فرو بروند. آن‌ها عمیقاً در قلبش، در احساسش فرو می‌روند. او این پیام‌ها را باور می‌کند، «تو می‌تونی انجامش بدی، تو قوی هستی».

پس، بیل احساس شجاعت می‌کند. با این حال، بقیه‌ی دانش‌آموزان مثل مور و ملخ کلاس را رها می‌کنند، اما بیل می‌ماند. پس، بقیه‌ی دانش‌آموزان مثل مور و ملخ کلاس را رها می‌کنند. تعداد زیادی از آن‌ها خیلی سریع کلاس را ترک می‌کنند. پس، در ابتدا کلاس بزرگ است، صد دانش‌آموز، اما در پایان کلاس شاید فقط ۳ یا ۴ نفر.

در روز آخر کلاس، بیل فیلمی درباره‌ی کوه‌نوردی تماشا می‌کند. این فیلم به تجربه‌ی بودن روی کوه نزدیک است.

این فیلم به تجربه‌ی حضور در کوه نزدیک است. با روی کوه بودن، واقعاً روی کوه بودن یکسان نیست. اما به تجربه‌اش نزدیک است. تجربه‌ی مشابهی است. با تماشای فیلم روی صفحه‌ی بزرگ احساس می‌کند که روی کوه بلندی است. اما واقعاً نیست. به تجربه‌ی حضور در کوه نزدیک است.

اما بیل در طول فیلم هیچ ترسی احساس نمی‌کند، از تماشای فیلم نمی‌ترسد. کلاس کار کرد. بیل دیگر از ارتفاع نمی‌ترسد. آن‌جا را ترک می‌کند و بلافاصله کوه اورست را صعود می‌کند.

خب، برگردیم به ابتدا:

بیل از ارتفاع می‌ترسد. او از جاهای بلند متنفر است. درواقع، او به هر قیمتی از آن‌ها دوری می‌کند.

آیا بیل به هر قیمتی از جاهای بلند دوری می‌کند؟

بله، البته. به هر قیمتی از آن‌ها دوری می‌کند.

آیا برای دوری از جاهای مرتفع هر کاری می‌کند؟

بله، درسته. به هر قیمتی از آن‌ها دوری می‌کند. برای دوری از جاهای مرتفع هر کاری می‌کند.

آیا او به هر قیمتی از آب دوری می‌کند؟

نه، نه، نه. او به هر قیمتی از آب دوری نمی‌کند.

او به هر قیمتی از چه چیزی دوری می‌کند؟

خب، او به هر قیمتی از ارتفاع پرهیز می‌کند. به هر قیمتی از مکان‌های بلند پرهیز می‌کند. بیل برای دوری از ارتفاع رفتارهای عجیب زیادی انجام می‌دهد.

آیا بیل برای دوری از آب درگیر رفتار عجیب است؟

نه، او برای دوری از آب درگیر رفتار عجیب نیست.

آیا بیل برای دوری از ارتفاع درگیر رفتار عجیب است؟

بله، درسته، او برای دوری از ارتفاع رفتارهای عجیبی انجام می‌دهد.

آیا بیل برای دوری از سگ‌ها درگیر رفتار عجیب است؟

نه، نه، نه. او برای دوری از سگ‌ها درگیر رفتار عجیبی نیست.

او برای چه چیزی رفتار عجیبی انجام می‌دهد؟ چرا درگیر رفتار عجیب است؟

خب، او برای دوری از ارتفاع رفتار عجیبی انجام می‌دهد، چون از ارتفاع می‌ترسد. به‌همین دلیل رفتارهای عجیبی نشان می‌دهد.

مثلاً به طبقه‌ی بالا نمی‌رود. همیشه در طبقه‌ی اول می‌ماند. یک روز بیل تصمیم می‌گیرد به یک کلاس بپیوندد، کلاس ویژه‌ای برای افرادی که از ارتفاع متنفرند. معلم به کلاس می‌گوید: «اگر چیزی رو که به شما می‌گم انجام بدین، شما رو درمان می‌کنم. اگر چیزی رو که به شما می‌گم انجام بدید، ترستون رو برطرف می‌کنم. درمان می‌شین، مداوا می‌شین.»

بیل پذیرای ایده‌های معلم است، چون از ترسیدن خسته شده‌است.

آیا بیل ایده‌های معلم را می‌پذیرد؟

بله، بله، درسته. او پذیرای ایده‌هاست. او نسبت به ایده‌ها پذیرا است، می‌خواهد آن‌ها را بشنود.

آیا بیل پذیرای ایده‌های معلم درباره‌ی ریاضیات است؟

خب، ما نمی‌دانیم، اما نه، احتمالاً نه. بیل پذیرای ایده‌های معلم درباره‌ی ریاضی نیست، او به ریاضی اهمیتی نمی‌دهد. او پذیرای ایده‌های معلم درباره‌ی جاهای بلند است، درباره‌ی این‌که چطور از ترس خلاص شود.

آیا بیل چون احمق است پذیرای عقاید معلم است؟

نه، به این دلیل نیست، بیل به‌خاطر احمق بودن پذیرای ایده‌های معلم نیست.

آیا بیل چون فقیر است پذیرای عقاید معلم است؟

نه، نه، به این دلیل نیست، بیل به‌خاطر این‌که فقیر است پذیرای ایده‌های معلم نیست.

چرا بیل پذیرای ایده‌های معلم است؟

خب، او پذیرای ایده‌های معلم است؛ می‌خواهد ایده‌های معلم را بشنود چون از ترسیدن خسته شده‌است. دیگر نمی‌خواهد بترسد. او از ترسیدن خسته شده‌است، پس خیلی پذیرای ایده‌های معلم است.

در روز اول کلاس، معلم می‌گوید، «امروز برمی‌گردیم سر خونه‌ی اول».

آیا آن‌ها روز اول کار پیچیده‌ای، کار سختی انجام دادند؟

نه، نه، نه. آن‌ها روز اول به خانه‌ی اول برگشتند. آن‌ها روز اول کار خیلی ساده‌ای انجام دادند. روز اول از ابتدا شروع کردند.

آیا آن‌ها در روز اول برگشتند سر خانه‌ی اول؟

بله، درسته. آن‌ها روز اول به خانه‌ی اول برگشتند.

آیا آن‌ها در روز پنجاهم برگشتند سر خانه‌ی اول؟

نه، نه، روز پنجاهم نه. آن‌ها روز اول به خانه‌ی اول برگشتند. آن‌ها روز اول دوباره شروع کردند؛ از قدم اول شروع کردند. خیلی ساده شروع کردند. روز اول برگشتند سر خانه‌ی اول.

چگونه سر خانه‌ی اول برگشتند؟ اولین قدم چه بود؟

خب، اولین قدم بالا رفتن از فقط ۲ پله بود. معلم گفت، «امروز برمی‌گردیم سر خونه‌ی اول، با بالا رفتن از فقط ۲ پله شروع می‌کنیم».

روز بعد، ۵ پله بالا رفتند. روز بعد، ۲۰ پله. همان‌طور که بالا می‌روند، معلم فریاد می‌کشد: «تو قوی هستی، تو می‌تونی این کار رو بکنی». بیل این پیام‌ها را درونی می‌کند.

آیا بیل ترس را درونی می‌کند؟

نه، او ترس را درونی نمی‌کند.

آیا بیل جملات معلم را درونی می‌کند؟

بله، درسته. بیل جملات معلم را درونی می‌کند؛ بیل پیام‌های معلم را درونی می‌کند. بیل چیزی که معلم می‌گوید را خیلی عمیق یاد می‌گیرد، آن‌ها خیلی عمیق باور می‌کند. بیل این پیام‌ها را درونی می‌کند.

آیا همه‌ی دانش‌آموزان پیام‌ها را درونی می‌کنند؟

خب، نه، در واقع نه. همه‌ی دانش‌آموزان پیام‌ها را درونی نمی‌کنند. بیل پیام‌ها را درونی می‌کند، اما بقیه‌ی دانش‌آموزان مثل مور و ملخ کلاس را رها می‌کنند، درسته؟ دانش‌آموزان دیگر ول کردند. در واقع، دانش‌آموزان خیلی خیلی زیادی دست کشیدند.

پس همه‌ی دانش‌آموزان پیام‌ها را درونی نمی‌کنند، اما بیل این کار را می‌کند. بیل آن‌ها را خیلی عمیق یاد می‌گیرد، آن‌ها را عمیقاً باور دارد. بیل پیام‌های «تو قوی هستی؛ تو می‌توانید انجامش بدی» را درونی می‌کند.

بیل احساس شجاعت می‌کند، احساس قدرت می‌کند. او پیام‌ها را درونی کرده‌است. اما، بقیه‌ی دانش‌آموزان مثل مور و ملخ کلاس را رها می‌کنند.

آیا بقیه‌ی دانش‌آموزان کمی، فقط تعداد کمی کلاس را ترک می‌کنند؟

نه، نه، نه، نه. آن‌ها مثل مور و ملخ کلاس را رها می‌کنند. تعداد زیادی از آن‌ها ترک می‌کنند.

آیا افراد زیادی کلاس را رها می‌کنند؟

بله، درسته. دانش‌آموزان مثل مور و ملخ کلاس را رها می‌کنند.

آیا دانش‌آموزان مثل حشرات کلاس را رها می‌کنند؟

نه، ما این را در انگلیسی نمی‌گوییم. می‌گوییم دانش‌آموزان مثل مور و ملخ کلاس را ول می‌کنند.

آیا معلم‌ها مثل مور و ملخ از کلاس خارج می‌شوند؟

نه، معلم‌ها نه. معلم‌ها مثل مور و ملخ از کلاس خارج نمی‌شوند. فقط یک معلم هست و او ول نمی‌کند. دانش‌آموزان مثل مور و ملخ کلاس را رها می‌کنند.

خیلی خب، اما در روز آخر، بیل می‌ماند. در روز آخر، بیل فیلمی درباره‌ی کوه‌نوردی تماشا می‌کند. این فیلم به تجربه‌ی بودن روی کوه نزدیک است.

آیا فیلم به تجربه‌ی شنا نزدیک است؟

نه، نه. تقلید نمی‌کند، کپی نمی‌کند، نزدیک به شنا نیست.

آیا فیلم به تجربه‌ی غذا خوردن نزدیک است؟

نه، فیلم به تجربه‌ی غذا خوردن نزدیک نیست، مثل غذا خوردن نیست.

آیا فیلم تجربه‌ی غذا خوردن را نزدیک می‌کند یا روی کوه بودن را؟

خب، البته که دومی. این فیلم به تجربه‌ی بودن روی کوه نزدیک است.

آیا فیلم شبیه روی کوه بودن است، آیا احساس مشابهی دارد؟

بله، درسته، همین‌طور است. احساس مشابهی است. فیلم نزدیک است، تقریباً به تجربه‌ی روی کوه بودن نزدیک است.

بیل فیلم را تماشا می‌کند، اما هیچ ترسی ندارد. بیل وقتی فیلم را تماشا می‌کند نمی‌ترسد. کلاس کار کرد، کلاس موفقیت‌آمیز بود. بیل دیگر از ارتفاع نمی‌ترسد، نمی‌ترسد.

پس او چه می‌کند؟

بلافاصله کلاس را ترک می‌کند. بلیت هواپیما به نپال می‌خرد و کوه اورست را صعود می‌کند.

داستان شادی است.

خب، یک بار دیگر، سریع، فقط چند عبارت کلیدی را بعد از من تکرار کنید:

بیل از ارتفاع می‌ترسد. او از جاهای بلند متنفر است. درواقع، او به هر قیمتی از آن‌ها دوری می‌کند. (مکث) او به هر قیمتی از آن‌ها دوری می‌کند. (مکث)

بیل رفتارهای عجیب زیادی انجام می‌دهد. (مکث) بیل رفتارهای عجیب زیادی انجام می‌دهد. (مکث) مثلاً به طبقه‌ی بالا نمی‌رود. همیشه در طبقه‌ی اول می‌ماند. اما یک روز بیل تصمیم می‌گیرد به یک کلاس ویژه‌ای بپیوندد برای افرادی که از ارتفاع متنفرند.

معلم به کلاس می‌گوید: «اگر چیزی رو که به شما می‌گم انجام بدین، شما رو درمان می‌کنم». بیل پذیرای ایده‌های معلم است. (مکث) بیل پذیرای ایده‌های معلم است. (مکث) خوبه. او پذیراست چون از ترسیدن خسته شده‌است.

در روز اول کلاس، معلم می‌گوید، «امروز برمی‌گردیم سر خونه‌ی اول. (مکث) امروز برمی‌گردیم سر خونه‌ی اول». (مکث) خوبه، «با بالا رفتن از فقط ۲ پله شروع می‌کنیم». اما روز بعد، آن‌ها از ۵ پله بالا می‌روند و روز دیگر از ۲۰ پله بالا می‌روند.

همان‌طور که بالا می‌روند، معلم فریاد می‌کشد: «تو قوی هستی، تو می‌تونی این کار رو بکنی». بیل این پیام‌ها را درونی می‌کند. (مکث) خوبه، بیل این پیام‌ها را درونی می‌کند. (مکث)

خب، خوبه، اما بقیه‌ی دانش‌آموزان مثل مور و ملخ کلاس را رها می‌کنند. (مکث) خوبه، با این حال، بقیه‌ی دانش‌آموزان مثل مور و ملخ کلاس را رها می‌کنند. (مکث) خوبه، اما بیل می‌ماند. در روز آخر، بیل فیلمی درباره‌ی کوه‌نوردی تماشا می‌کند.

این فیلم به تجربه‌ی بودن روی کوه نزدیک است. (مکث) خوبه، این فیلم به تجربه‌ی بودن روی کوه نزدیک است. (مکث)

اما بیل در طول فیلم نمی‌ترسد، هیچ ترسی احساس نمی‌کند. کلاس کار کرد. بیل دیگر از ارتفاع نمی‌ترسد. آن‌جا را ترک می‌کند و بلافاصله کوه اورست را صعود می‌کند.

خب، عالیه، فوق‌العاده‌ست. بارها به این درس داستان کوتاه گوش دهید. تمرین کنید تا زمانی که به‌راحتی آن را درک کنید، تا بتوانید به‌راحتی آن را بگویید.

حالا صوت را متوقف کنید، داستان را خودتان بگویید. همه‌ی داستان را بگویید. از واژگان هدف استفاده کنید، از عبارات جدید استفاده کنید. نیازی به تکرار تمام کلمه نیست، اما لطفاً از عبارات جدید به‌درستی استفاده کنید.

وقتی کار را تمام کردید، درس داستان کوتاه جدیدمان، درس داستان کوتاه دیدگاه را امتحان کنید. بعدی است. اما اول این یکی.

خب، می‌بینمتان، بای-بای.

متن انگلیسی درس

TPR & Listen First

Welcome Effortless English members. This is the mini-story for the “TPR and Listen First” article. Let’s get started. First the basic story:

Bill is scared of heights. He hates high places. In fact, he avoids them at all cost. Bill engages in a lot of strange behavior to avoid heights. For example, he will not go upstairs. He always stays on the first floor.

So, Bill is scared of heights. He hates high places, he avoids them at all cost. It means he will do anything necessary to avoid high places, to avoid heights.

Bill engages in a lot of strange behavior. He does a lot of strange behavior. For example, he will not go upstairs. He always stays on the first floor.

Ok, one day, Bill decides to join a class for people who hate heights. The teacher tells the class, “I will cure you if you do what I tell you”. Bill is receptive to the teacher’s ideas, because he’s tired of being afraid.

So, Bill is receptive to the teacher’s ideas, it means he’s open to the ideas. He wants to hear the teacher’s ideas. He’s curious about the ideas.

Ok, on the first day of class, the teacher says, “Today we will go back to square one. We will start by climbing just 2 stairs”.

The teacher says, “Today we’ll go back to square 1”. It means back to the beginning, back to the most simple step, the first step. “We will start by climbing only 2 stairs”. This is very, very simple, right?

The next day, however, they climb 5 stairs, and the next day, they climb 20 stairs. As they climb the teacher yells, “You are strong, you can do it”.

Bill internalizes these messages, ok? Bill lets these messages, “You are strong, you can do it”, they go deep into his mind. They go deep into his heart, deep into his feeling. He believes these messages, “You can do it, you are strong”.

So, Bill feels brave. However, other students drop out of the class like flies, but Bill stays. So, other students drop out of the class like flies. They leave the class in large numbers, very quickly. So, in the beginning the class is big, a hundred students, but by the end of the class maybe only 3 or 4.

On the final day of class, Bill watches a movie about mountain climbing. The movie approximates the experience of being on a mountain.

The movie approximates the experience of being on a mountain. It’s not the same as being on a mountain, really being on a mountain. But it’s close to the experience. It’s a similar experience. Watching the movie on a big screen, he feels like, he’s on a tall mountain. But he’s not really. It approximates the experience of being on a mountain.

But Bill feels no fear during the movie, he’s not afraid watching the movie. The class worked. Bill is no longer afraid of heights. He leaves and immediately climbs Mount Everest.

Ok, back to the beginning:

Bill is scared of heights. He hates high places. In fact, he avoids them at all cost.

Does Bill avoid the tall places at all cost?

Yes, of course. He avoids them at all cost.

Will he do anything to avoid high places?

Yes, that’s right. He avoids them at all cost. He will do anything to avoid high places.

Will he avoid water at all cost?

No, no, no. He doesn’t avoid water at all cost.

What does he avoid at all cost?

Well, he avoids heights at all cost. He avoids high places at all cost. Bill engages in a lot of strange behavior to avoid heights.

Does Bill engage in strange behavior to avoid water?

No, he does not engage in strange behavior to avoid water.

Does Bill engage in strange behavior to avoid heights?

Yes, that’s right, he engages in strange behavior to avoid heights.

Does Bill engage in strange behavior to avoid dogs?

No, no, no. He doesn’t engage in strange behavior to avoid dogs.

What does he engage in strange behavior for? Why does he engage in strange behavior?

Well, he engages in strange behavior to avoid heights, because he’s afraid of heights. That’s why he engages in strange behavior.

For example, he will not go upstairs. He always stays on the first floor. One day, Bill decides to join a class, a special class for people who hate heights. The teacher tells the class, “I will cure you if you do what I tell you. I will remove your fear, if you do what I tell you. You will be healed, you will be cured.”

Bill is receptive to the teacher’s ideas, because he’s tired of being afraid.

Does Bill accept the teacher’s ideas?

Yes, yes, that’s right. He’s receptive to the ideas. He’s open the ideas, he wants to hear them.

Is Bill receptive to the teacher’s ideas about math?

Well, we don’t know, but no, probably not. Bill is not receptive to the teacher’s ideas about math, he doesn’t care about math. He’s receptive to the teacher’s ideas about height places, about how to get rid of fear.

Is Bill receptive to the teacher’s ideas because he’s stupid?

No, that’s not why, Bill’s not receptive to the teacher’s ideas because he’s stupid.

Is Bill receptive to the teacher’s ideas because he’s poor?

No, no, that’s not why, Bill’s not receptive to the teacher’s ideas because he’s poor.

Why is Bill receptive to the teacher’s ideas?

Well, he’s receptive to the teacher’s ideas; he wants to hear the teacher’s ideas because he’s tired of being afraid. He doesn’t want to be afraid any more. He’s tired of being afraid, so he’s very receptive to the teacher’s ideas.

On the first day of class, the teacher says, “Today, we will go back to square one”.

On the first day, did they do something complicated, something difficult?

No, no, no. On the first day, they went back to square one. On the first day, they did something very simple. On the first day, they started at the beginning.

On the first day, did they go back to square one?

Yes, that’s right. On the first day they went back to square one.

On day number 50, did they go back to square one?

No, no, not on day number 50. On the first day, they went back to square one. On the first day, they started again; they started at the first step. They started very simply. On the first day, they went back to square one.

How did they go back to square one? What was the first step?

Well, the first step was climbing only 2 stairs. The teacher said, “Today we will go back to square one, we will start by climbing just 2 stairs”.

The next day, they climbed 5 stairs. The next day, 20 stairs. As they climb the stairs the teacher yells, “You are strong, you can do it”. Bill internalizes these messages.

Does Bill internalize the fear?

No, he does not internalize fear.

Does Bill internalize the teacher’s sentences?

Yes, that is true. Bill internalizes the teacher’s sentences; Bill internalizes the teacher’s messages. Bill learns very deeply what the teacher is saying, he believes it very deeply. Bill internalizes these messages.

Do all the students internalize the messages?

Well, no, actually no. All the students don’t internalize the messages. Bill internalizes the messages, but other students drop out of the class like flies, right? Other students quit. In fact, many, many, many students quit.

So all students do not internalize the messages, but Bill does. Bill learns them very deeply, he believes them deeply. Bill internalizes the messages, “You are strong; you can do it”.

Bill feels brave, he feels strong. He has internalized the messages. However, other students drop out of the class like flies.

Do other students leave the class just a little bit, in small numbers?

No, no, no, no. They drop out of the class like flies. They leave in very large numbers.

Do a lot of people quit the class?

Yes, that’s correct. The students drop out of the class like flies.

Do the students drop out of the class like bugs?

No, we don’t say that in English. We say the students drop out of the class like flies.

Do teachers drop out of the class like flies?

No, not teachers. Teachers don’t drop out of the class like flies. There’s only one teacher and he does not quit. The students drop out of the class like flies.

Aright, on the final day however, Bill stays. And on the final day, Bill watches a movie about mountain climbing. The movie approximates the experience of being on a mountain.

Does the movie approximate the experience of swimming?

No, no. It doesn’t imitate, it doesn’t copy, it’s not close to swimming.

Does the movie approximate the experience of eating?

No, the movie does not approximate the experience of eating, it’s not like eating.

Does the movie approximate the experience of eating or the experience of being on a mountain?

Well, of course it’s the second one. The movie approximates the experience of being on a mountain.

Is the movie similar to being on a mountain, is it a similar feeling?

Yeah, that’s right, it is. It’s a similar feeling. The movie approximates, it gets close to, approximates the experience of being on a mountain.

Bill watches the movie, but he feels no fear. Bill is not afraid when he watches the movie. The class worked, the class was successful. Bill is no longer afraid of heights, he’s not afraid.

So what does he do?

He immediately leaves the class. He buys a plane ticket to Nepal and he climbs Mount Everest.

It’s a happy story.

Ok, one more time, quickly, just repeat some key phrases after me:

Bill is scared of heights. He hates high places. In fact, he avoids them at all cost. (pause) He avoids them at all cost. (pause)

Bill engages in a lot of strange behavior. (pause) Bill engages in a lot of strange behavior. (pause) For example, he will not go upstairs. He always stays on the first floor. But one day Bill decides to join a special class for people who hate heights.

The teacher tells the class, “I will cure you if you do what I tell you”. Bill is receptive to the teacher’s ideas. (pause) Bill is receptive to the teacher’s ideas. (pause) Good. He’s receptive because he’s tired of being afraid.

On the first day of class, the teacher says, “Today we will go back to square one. (pause) Today we will go back to square one”. (pause) Good, “We will start by climbing only 2 stairs”. But the next day they climb 5 stairs, and the next day they climb 20 stairs.

As they climb, the teacher yells, “You are strong, you can do it”. Bill internalizes these messages. (pause) Good, Bill internalizes these messages. (pause)

Ok, good, however, other students drop out of the class like flies. (pause) Good, however, other students drop out of the class like flies. (pause) Good, but Bill stays. On the final day, Bill watches a movie about mountain climbing.

The movie approximates the experience of being on a mountain. (pause) Good, the movie approximates the experience of being on a mountain. (pause)

But Bill is not afraid during the movie, he feels no fear. The class worked. Bill is no longer afraid of heights. He leaves and immediately climbs Mount Everest.

Ok, that’s great, fantastic. Listen to this mini-story lesson many times. Practice it until you understand it easily, until you can say it easily.

Pause now, tell the story yourself. Tell all of the story. Use the target vocabulary, use the new phrases. You don’t need to repeat every word, but please use the new phrases correctly.

When you finish, try our new mini-story lesson, the mini-story point of view lesson. It’s the next one. But, this one first.

Ok, see you, bye-bye.

مشارکت کنندگان در این صفحه

ویرایشگران این صفحه به ترتیب درصد مشارکت:

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.