دروس پایه ی انگلیسی بدون تلاش

28 فصل | 113 درس

درس مکمل

توضیح مختصر

داستان در مورد میمونی است که ارزوی دیدن از ایران را دارد.دارای لغات واصطلاحات جالبی است.

  • زمان مطالعه 2 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

ترجمه‌ی درس

“رویای جیم”

یک میمون به نام جیم وجود داشت. او یک رویا داشت. او می خواست به ایران سفر کند ، اما او هیچ ایده ای برای رفتن به آنجا نداشت.

یک روز او به خیابان پایین رفت تا به خانه فیلبرت برود. فیلبرت یک گوریل عظیم بود و خانه ای گران قیمت داشت. فیلبرت اخیراً خانه را خریده بود.

جیم با دیدن خانه شگفت زده شد ، از ماشین پایین پرید. او روی پیاده رو ایستاد و به خانه نگاه کرد.

سپس جلو رفت و در را کوبید.

فیلبرت در را باز کرد. او یک گوریل ایرانی بود ، به همین دلیل او گونه ی جیم را به عنوان راهی برای سلام کردن بوسید.

او گفت: چطوری جیم؟

جیم گفت: خوبم ، تو چطوری فیلبرت ؟

فیلبرت گفت: همه چیز خوب است.

آنها 10 ساعت صحبت کردند و بالاخره جیم درباره ایران سؤال کرد.

فیلبرت گفت: ایران؟ چرا می خواهید به ایران بروید؟

جیم گفت: واقعاً این رویای من است.

فیلبرت لحظه ای فکر کرد و گفت: رفتن به ایران گران است ، بنابراین شما باید با کسی بروید. اگر با کسی بروید می توانید هزینه های خود را به اشتراک بگذاری.

جیم گفت: اما كجا می توانم كسی را پیدا كنم؟

فیلبرت گفت: من كسی را می شناسم كه می خواهد به ایران برود. اما شما باید او را متقاعد كنید.

جیم گفت: چطور می توانم این کار را انجام دهم؟

فیلبرت گفت: نگران نباشید ، من یک برنامه دارم. اول ، شما به دوچرخه احتیاج دارید. او دوست دارد دوچرخه سواری کند. دوم اینکه شما باید او را به یک رستوران گرانقیمت ببرید. سپس می توانید با او به ایران بروید.

جیم گفت: فقط همین ؟

فیلبرت گفت: بله اما مراقب باشید ، اگر او شما را نادیده گرفت ، مجبور خواهید بود رفتن به ایران را فراموش کنید.

جیم خیلی خوشحال شد و به دیدن دختر رفت.

متن انگلیسی درس

مشارکت کنندگان در این صفحه

مترجمین این صفحه به ترتیب درصد مشارکت:

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.