درس مکمل - پرسش و پاسخ

دوره: دروس پایه ی انگلیسی بدون تلاش / فصل: دخترک زیرک - درسنامه اصلی / درس 6

دروس پایه ی انگلیسی بدون تلاش

28 فصل | 113 درس

درس مکمل - پرسش و پاسخ

توضیح مختصر

دارای سوال و جوابهای زیبای است وکلمات و اصطلاحات جدید.پرس و پاسخ در مورد جیم و فیلبرت است.

  • زمان مطالعه 19 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زبانشناس» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زبانشناس»

فایل صوتی

ترجمه‌ی درس

“رویای جیم”

خوب ، به من بگو ، عنوان درس چیست؟

بله ، این رویای جیم است. درسته؟

رویای چه کسی بود؟ فیلبرت؟

نهههه ، این رویای جیم است. بله نابغه این رویای جیم است ، نه فیلبرت. خوب بیایید به سراغ داستان برویم …

یک میمون به نام جیم وجود داشت.

آنجا چه بود؟

یک میمون … درست است؟ یک میمون … یک میمون وجود داشت.

و اسمش چی بود؟

بله ، نام او جیم بود. عالی.

اسمش جاش بود؟

نه … نام او جاش نبود ، نام او چه بود؟

جیم… عالی نابغه. نام او جیم بود.

او یک رویا داشت.

وای … او یک رویا داشت … چه کسی یک رویا داشت؟

جیم … درسته؟ جیم یک رویا داشت.

آیا کامبیز رویایی داشت؟

نه ، ما در مورد کامبیز صحبت نمی کنیم. ما در مورد جیم صحبت می کنیم.

بنابراین به من بگویید ، او چه داشت؟

او یک رویا داشت. درسته؟رویا.

او می خواست به ایران سفر کند ، اما او هیچ ایده ای برای رفتن به آنجا نداشت.

جیم چه می خواست؟

او می خواست به ایران سفر کند. عالی.

چه کسی میخواست به ایران سفرکند؟

دوباره،جیم. درسته؟ جیم می خواست به ایران سفر کند.

آیا او می خواست به آمریکا سفر کند؟

نه ، در حقیقت او در آمریکا است. او می خواست به ایران سفر کند.

او در حال حاضر کجاست؟

آمریکا. او در آمریکا است. و از کجا می خواست بازدید کند؟

ایران. او می خواست به ایران سفر کند. اما یک مشکل وجود دارد. او هیچ ایده ای برای رفتن به آنجا نداشت.

آیا او می دانست چگونه به ایران برود؟

نه ، او نمی دانست. او هیچ ایده ای برای رفتن به آنجا نداشت.

باشه به من بگویید ، چه کسی نمی داند چگونه به ایران برود؟

این درست است، نابغه، جیم نمی دانست.بنابراین … یک روز او در خیابان به سمت خانه فیلبرت رانندگی کرد.

او کجا رانندگی کرد؟

به خانه فیلبرت ، درسته؟ او به سمت خانه فیلبرت رانندگی کرد.

آیا او به سمت خانه نانسی رانندگی کرد؟

نه، نه، نه، اوبه سمت خانه نانسی رانندگی نکرد، اوبه سمت خانه فیلبرت رانندگی کرد.

آیا او به سمت خانه فیلبرت رانندگی کرد؟

خیر، اوبه سمت خانه فیلبرت رانندگی کرد.بنابراین او به سمت خانه فیلبرت پیاده نرفت.

کی به خانه فیلبرت رانندگی کرد؟

جیم میمون. جیم به سمت خانه فیلبرت رانندگی کرد.

فیلبرت یک گوریل عظیم بود و خانه ای گران قیمت داشت.

فیلبرت چه کسی بود؟

او یک گوریل عظیم بود.

آیا او یک گوریل کوچک بود؟

نه ، او بزرگ بود. کوچک نیست. اما خیلی خیلی خیلی بزرگ.

چه کسی بزرگ بود؟

فیلبرت. فیلبرت یک گوریل عظیم بود. فیلبرت خیلی خیلی بزرگ بود.

فیلبرت چی بود؟

گوریل. او گوریل بود. یک گوریل عظیم. باشه. به من بگو ، آیا او یک گوریل عظیم فقیر بود؟

نه نه نه. او ثروتمند بود، فوق العاده ثروتمند و یک خانه گرانقیمت داشت.

فیلبرت چه نوع خانه ای داشت؟

گران. درسته؟ گران. او یک خانه گران داشت.

بنابراین جیم بسیار بزرگ بود و او خانه ای گران قیمت داشت. درسته؟

نههه. جیم بزرگ و ثروتمند نبود. او کوچک و فقیر بود. اما فیلبرت عظیم بود، فیلبرت ثروتمند بود. و او یک خانه گران قیمت داشت.

فیلبرت اخیراً خانه را خریده بود.

او چه چیزی خریده بود؟

یک خانه ، خانه اش.

چه کسی خانه را خریده بود؟

فیلبرت. فیلبرت خانه را خریده بود. بسیار خوب…

جیم از دیدن خانه شگفت زده شد.

وقتی خانه را دید ، جیم چه حسی داشت؟

غافلگیرشد. احساس تعجب کرد. چه کسی احساس تعجب کرد؟

جیم ، جیم احساس تعجب کرد. او از دیدن خانه شگفت زده شد.

خوب،به من بگو،چه چیزی اوراشگفت زده کرد؟

خانه ، خانه او را غافلگیر کرد.

آیا خانه فیلبرت را غافلگیر کرد؟

نهههه. فیلبرت در آنجا زندگی می کرد ، بنابراین تعجب نکرد. اما جیم شگفت زده شد. بنابراین…

او از ماشین بیرون پرید.

چه کسی از ماشین بیرون پرید؟

جیم … جیم از ماشین بیرون پرید. آیا او سوار ماشین شد؟

نههه، او داخل ماشین بود و از ماشین بیرون پرید.

از کجا بیرون پرید؟

ماشین … او از ماشین بیرون پرید. درسته؟

ماشین چه کسی بود؟ فیلبرت؟

نه نه نه. فیلبرت نه. او ازماشینش بیرون پرید. ماشین خودش.

عالی.

او روی پیاده رو ایستاد و به خانه نگاه کرد.

او کجا ایستاد؟

در پیاده رو. جیم در پیاده رو ایستاد.

آیا او روی ماشین ایستاده است؟

جواب منفی است. او در پیاده رو ایستاد.

چه کسی درپیاده روایستاده است؟

جیم . جیم در پیاده رو ایستاد.

او به چه چیزی نگاه کرد؟

او نگاهی به خانه کرد. درسته نابغه؟

به خانه او نگاه کرد؟

فیلبرت.او به خانه فيلبرت نگاه كرد.

وقتی به خانه نگاه کرد چه حسی داشت؟

اوشگفت زده شده بود…درسته؟ اوشگفت زده شده بود…

سپس جلو رفت و در را کوبید.

باشه. نابغه به من بگو ،چه کرد؟ آیا او آب نوشید؟

نه ، آب نبود و آنجا آب ننوشید. پس چه کرد؟

بله ، اوجلو رفت و در را کوبید.

چه کسی در را کوبید؟

فیلبرت. او به درب خانه فیلبرت زد.

آیا او عقب رفت یا به جلو؟

بله ، او جلو رفت مگر دیوانه است که به عقب راه برود درسته؟ وخطرناک است.

فیلبرت در را باز کرد.

چه کسی در را باز کرد؟ همسر فیلبرت؟

نه ، فیلبرت همسر نداشت ، بنابراین خودش در را باز کرد.

باشه، به من بگو ، آیا او پنجره را باز کرد؟

نه او در را باز کرد.

او یک گوریل ایرانی بود ، به همین دلیل او گونه ی جیم را به عنوان راهی برای خوشآمد گویی بوسید.

آیا فیلبرت گوریل ایرانی بود؟

بله او بود ، او یک گوریل ایرانی بود.

چطورایرانیها به یکدیگر خوشآمد میگویند؟

آنها روبوسی میکنند، درسته؟ آنهایکدیگررا به عنوان راهی برای سلام و احوال پرسی میبوسند.

آیا فیلبرت جیم را بوسه؟

بله اواین کارراکرد، او روی گونه جیم را بوسه زد.

آیا اوروی دست جیم را بوسید؟

نه. او روی گونه جیم را بوسه زد.

چرا او روی گونه جیم را بوسه زد؟

این بدیهی است ، زیرا او می خواست به او خوش آمد بگوید. او روی گونه جیم را بوسه زد و اوگفت: “جیم چطوری؟”

فیلبرت چه گفت؟

“چه خبر ، درسته؟” او گفت: “چه خبر؟”

آیا او خداحافظی کرد؟

نه او گفت:”جیم چطوری؟”

آیا او می خواست بداند او چطور است؟

بله ، او می خواست بداند او چطوراست. چه خبر است به نوعی مثل شما چطوری است. شما می توانیددر هنگام خوش آمدگویی با کسی از هردو استفاده کنید. باشه پس بیایید ادامه بدهیم.

جیم گفت: خوب، چطور هستی فیلبرت؟

چه کسی حرف رازد؟

جیم.جیم آن راگفت، درسته؟ باشه. او چی گفت؟

او گفت: “خوب ، تو چطور هستی فیلبرت؟”

فیلبرت گفت:همه چیز خوب است.

چه کسی گفت همه چیزخوب است؟

فیلبرت … فیلبرت این را گفت. باشه به من بگویید ، آیا فیلبرت سگ چنین گفت؟

نه، نه. فیلبرت گوریل این را گفت. درسته؟ فیلبرت گوریل بود. او سگ نبود. باشه … بیا ادامه بدیم.

آنها 10 ساعت صحبت کردند و بالاخره جیم درباره ایران سؤال کرد.

برای چه مدت آنها صحبت کردند؟

بله درست است. 10 دقیقه. درسته؟

نه نه نه ، نه 10 دقیقه. 10 ساعت آنها 10 ساعت صحبت کردند. خیلی زیاد است زیاد.

چه کسی برای 10ساعت صحبت کرد؟

بله،جیم وفیلبرت به مدت 10ساعت باهم صحبت کردند.

بعد از اینکه 10 ساعت صحبت کردند ، جیم درباره چی سؤال کرد؟

ایران. بله او می خواست به ایران برود. بنابراین او از فیلبرت درباره ایران سؤال کرد. درباره چگونگی رفتن به ایران.

چه کسی پرسید؟

جیم ، عالی. جیم میمون در مورد ایران پرسید.

کی از جیم سوال کرد؟

آها ، بله ، او این را از فیلبرت پرسید. جیم از فیلبرت گوریل پرسید.

فیلبرت گفت: “ایران؟ چرا می خواهید به ایران بروید؟

جیم گفت: “واقعاً این رویای من است.”

باشه به من بگویید ، چرا جیم می خواست به ایران برود؟

زیرا او رویا داشت. او می خواست به ایران سفر کند زیرا این رویای او بود.

چه کسی آن رویاراداشت؟

جیم. رویای جیم بازدید از ایران بود.

آیا این رویای فیلبرت بود؟

نه ، این رویای جیم بود.

فیلبرت لحظه ای فکر کرد و گفت: رفتن به ایران گران است ، بنابراین شما باید با شخصی بروید. اگر با کسی بروید می توانید هزینه های خود را به اشتراک بگذارید.

خوب ، آیا فیلبرت گفت رفتن به ایران ارزان است؟

نه ، او گفت گران است. خوب ، آیا او گفت خرید مرغ گران است؟

نه،او درموردمرغ صحبت نمی کرد.درباره چه چیزی داشت صحبت می کرد؟

رفتن به ایران. او در مورد رفتن به ایران صحبت می کرد. بنابراین او گفت که دیدن از ایران گران است ، جیم چه کاری باید انجام دهد؟

اممم ، او مجبور شد کسی را پیدا کند. چرا مجبور شد کسی را پیدا کند؟

اومجبوربود کسی راپیداکندزیرا رفتن به ایران گران بود.اگراو میتوانست کسی را پیدا کند، می توانست هزینه های آن را نیز به اشتراک بگذارد.

پس دوباره ، چرا او مجبور شد کسی را پیدا کند؟

درسته،بنابراین او میتواندهزینه ها را به اشتراک بگذارد.

هزینه های چه چیزی؟

هزینه سفر. درسته؟ خوب بنابراین، جیم گفت:اما ازکجا می توانم کسی را پیدا کنم؟

به من بگو،آیا جیم میدانست کسی را کجا می تواند پیدا کند؟

جواب منفی. او نمی دانست ، به همین دلیل از فیلبرت سؤال كرد. به من بگو جیم می خواست بداند کسی را ازکجا پیدا کند؟

بله درست است. او این را از فیلبرت پرسید ، بنابراین او می خواست که این را بداند.

فیلبرت گفت: “من كسی را می شناسم كه می خواهد به ایران برود. اما شما باید او را متقاعد کنید.”

آیافیلبرت کسی را میشناخت؟

بله ، او گفت:من كسی را می شناسم، بنابراین او کسی را می شناخت.

آیا او شخصی را می خواست که به برزیل برود؟

نه ، برزیل نیست. او کسی را می شناخت که می خواست به ایران برود. اما ابتدا جیم باید او را متقاعد می کرد.

جیم باید چه میکرد؟

او بایدمتقاعدش کند. این بدان معناست که او باید باهاش صحبت کند و باعث شود که به او اجازه دهد باهاش برود. متقاعد کردن. این یک کلمه خوب است.

جیم گفت:چطور می توانم این کار را انجام دهم؟

آیا جیم می دانست چگونه زن را متقاعد کند؟

نه نه نه. به همین دلیل از فیلبرت سؤال کرد.چی پرسید؟

اوپرسید،چگونه میتوانم این کار را انجام دهم؟

فیلبرت گفت:نگران نباشید، من یک نقشه دارم. ابتدا به دوچرخه احتیاج دارید. او عاشق دوچرخه سواری است. دوم ، شما باید او را به یک رستوران گرانقیمت ببرید. سپس می توانید با او به ایران بروید.

چه کسی نقشه داشت؟

فیلبرت نقشه داشت. فیلبرت ، بله نابغه. فیلبرت نقشه داشت. فیلبرت مثل شما نابغه است. خوب نابغه اجازه دهید من از شما سوال سختی بپرسم. نقشه اش چه بود؟

اول جیم باید دوچرخه پیدا می کرد. سپس او مجبور شد دختر را به یک رستوران گرانقیمت ببرد.

چرا جیم باید دوچرخه پیدا کند؟ علتش چه بود؟

بله ، چون دختر عاشق دوچرخه سواری بود.

چه کسی دوست داشت؟

دختر. دختر آن را دوست داشت. آیا فیلبرت دوست داشت دوچرخه سوار شود؟

نههه، او برای دوچرخه سواری خیلی بزرگ بود. آیا دختر برای دوچرخه سواری خیلی بزرگ بود؟

نه ، او کوچک بود ، می توانست به راحتی دوچرخه سوار شود.

بنابراین اول جیم به دوچرخه احتیاج داشت. بعد از اینکه دوچرخه پیدا کرد چه کاری باید انجام دهد؟

بله ، او مجبور شد دختر را به یک رستوران گرانقیمت ببرد.

چه نوع رستوران؟

گران. او مجبور شد دختر را به یک رستوران گرانقیمت ببرد. چرا او مجبور شد این کارها را انجام دهد؟ میدونی؟

زیرا جیم می خواست دختر را قانع کند. بنابراین او مجبور بود این کارها را انجام دهد.

جیم گفت: این است؟

جیم چه گفت؟

او گفت: همین؟

فیلبرت گفت: بله اما مراقب باشید ، اگر او شما را نادیده گرفت ، مجبور خواهید بود که رفتن به ایران را فراموش کنید.

چه کسی باید مراقب باشد؟

جیم. جیم باید مراقب بود. اما بگذارید یک سؤال از شما بپرسم ، چرا او باید مواظب بود؟

آها ، زیرا اگر دختر او را نادیده می گرفت ، مجبور می شد رفتن به ایران را فراموش کند.

جیم خیلی خوشحال شد و به دیدن دختر رفت.

جیم کجا رفت؟

او برای دیدن دختر رفت. و احساس او چگونه بود؟

او واقعاً خوشحال بود.

متن انگلیسی درس

مشارکت کنندگان در این صفحه

مترجمین این صفحه به ترتیب درصد مشارکت:

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.